سال 2007. مانوئل لوپز ویدال یک سیاستمدار سرشناس اسپانیایی است و دست راست رئیس جمهور جامعه خودمختار (که به عنوان عضو حزب حاکم اسپانیا) کار می کند، اما پشت شخصیت درستکار و احترام به همکاران و دوستان حزب، مانوئل یک مرد فاسد است که از سالها پیش از موقعیت سیاسی اش در حزب کنار گذاشته شده است و خارج از بحث کمک و گرفتن پول با استفاده از هر روش غیر قانونی کارهایی دیگری نیز کرده و زمانی که یکی از دوستانش دستگیر شد مشکلات او دوباره شروع میشود...
مادری فداکار به نام راکل به مقدار زیادی پول نیاز دارد تا بتواند فرزندش آلبا را که توسط گروهی دزدیده شده است نجات دهد. او هنگامی که از آخرین بانک در شهر بیلبائو وام میگیرد، درست در همان زمان دو سارق به بانک دستبرد میزنند و…
یک جنگجو از قرن شانزدهم، اولین دانشجوی زن دانشگاه از قرن نوزدهم، و یک امدادگر از قرن بیست و یکم به یک آژانس مخفی می پیوندند تا از تغییر تاریخ اسپانیا با استفاده از درهای سفر در زمان جلوگیری کنند.