هنگامی که پسر جاستین، هنری، تهدید میکند که قصد دارد با پدرش زندگی کند، جاستین او را به همراه شریک زندگی جدیدش، لودو، و پسر همسرش، ژوزف، به سفری به سواحل اقیانوس اطلس میبرد. هدف از این تعطیلات، ایجاد اتحاد و همبستگی بین اعضای خانواده جدیدشان به هر شکل ممکن است.
نویسنده ای برای اولین بار پس از 35 سال به زادگاهش کنیاک برمی گردد تا به ترویج یک کارخانه تقطیر کمک کند. او هم آنجاست تا با خاطرات عشق اولش روبرو شود. مردم و مکان هایی که او برای برانگیختن احساسات بسیاری از گذشته بازمی گردد.