پس از انتخاب پو به عنوان رهبر معنوی دره صلح، او باید اژدها جنگجوی جدیدی را پیدا و آموزش دهد، در حالی که یک جادوگر شرور قصد دارد تمام ابرشرورانی را که پو به دنیای ارواح فرستاده، دوباره احضار کند...
هنگامی که یک دختر بدشانس به دنیایی از خوششانسی و بدشانسی برخورد میکند که قبلاً هرگز دیده نشده بود، او با موجودات جادویی متحد میشود تا نیرویی حتی قدرتمندتر از شانس را کشف کند...
پس از حمله وحشیانه برگنز ها، پاپی شادترین ترولی که تاکنون متولد شده است و هم چنین محتاط ترین آنها، به همراه یک ترول دیگر برای نجات دوستانش راهی سفری ماجراجویانه و در عین حال خطرناک می شود. اتفاقات ناواری انتظار آنها را می کشد ولی با به ناچار باید آنها اختلفات را کنار کذاشته و باهم همکاری کنند...
باب اسفنجی و دوستانش در شهر زیرآبی خودشان، «مایو کنار» حضور دارند اما با اتفاقی ناگهانی تبدیل به ابرقهرمانانی کامپیوتری میشوند که باید دنیا را نجات دهند…
در جریان یک سفر تفریحی، کشتی سنجاب ها دچار سانحه می شود و همه به جزیره ایی دور افتاده منتقل می شوند. آنها در این مکان در می یابند که جزیره ایی که آنها در آن قرار دارند ،آنطور که دیده می شود نیست و اتفاقاً جای بسیار فوق العاده ایی هم برای زندگی است و…
پاندای کونگ فو کار که در قسمت قبل بعد از سپری کردن تمرین های سخت و طاقت فرسا بالاخره توانست خودش را به عنوان جنگجوی اژدها اثبات کند، در این قسمت تصمیم گرفته تا به دنبال ریشه خود بگردد تا متوجه گذشته خود شود. در گیر و دار جستجوهای «پو» برای یافتن والدین واقعی اش، یک طاووس خونسرد و البته بی رحم به نام ارباب «شین» هوس کرده تا کل جهان را به تصرف خود درآورد و بساط کونگ فو را به صورت کامل از زمین ریشه کن کند...
«پو» پاندایی چاق و عاشق کونگ فو است. پدرش یک آشپز است و طبق رسم های قدیمی پسر باید همان شغل پدر را ادامه دهد ولی پو هیچ تمایلی به دنبال کردن شغل پدرش ندارد. استاد «اوگوای» دوست قدیمی استاد چیفو است. استاد اوگوای خواب می بیند که «تای لونگ» (شاگرد سابق استاد چیفو که ببری بسیار قوی و شیطانی و در زندان به سر می برد) از زندان بازگشته و هیچ کس قدرت مقابله با او را ندارد جز جنگجوی اژدها. اتفاقا خواب او درست تعبیر شد و تای لونگ توانست از بزرگترین زندان چین فرار کند. روزی که قرار است مسابقه بین پنج شاگرد استاد «چیفو» برگزار شود تا جنگجوی اژدها مشخص شود، پو کاملا اتفاقی وارد محل مسابقه می شود و استاد اوگوای او را به عنوان حریف اژدها معرفی می کند. پو که حتی نمی تواند از شدت چاقی نوک پای خود را نگاه کند باید تای لونگ ببر خبیث را شکست دهد.