سوکورو که غرق در یافتن قاتل برادرش از قتل عام تلاتلولکو در سال ۱۹۶۸ است، سرنخی دریافت میکند و همه چیز را به خطر میاندازد و روابط خانوادگی را متزلزل میکند تا با پیدا کردن سرباز سابق، انتقام مرگ او را بگیرد.
آلبرتو مرده است و دیگر نمی تواند آن را پنهان کند. آرایش و عطر دیگر نمی تواند بدن به سرعت در حال تجزیه او را پنهان کند. با ناامیدی تصمیم می گیرد از دنیا کناره گیری کند...
سینیور (آقای) آویلا مردی است که از زندگی دوگانه مبنی بر جنایتکار بودن و مرد خانواده بودن زجر می کشد و شخصیت بسیار پیچیده ای دارد. او درگیر شبکه ای زیرزمینی از قاتلین قراردادی شده و در نهایت بعنوان رئیس این سازمان منصوب می گردد.