یک راننده ساکت و آرام به شغل سرایداری در سرزمین عجایب محکوم می شود. وظایف روزمره او ناگهان تبدیل به یک مبارزه همه جانبه برای بقا در برابر امواج انیمیشن الکترونیک اهریمنی می شود.
آدرین و ماتئو که به تازگی بچهدار شدهاند باید با مشکل پیش آمده در رابطهشان دست و پنجه نرم کنند. آنها باید خاطرات گذشته حقیقت های آزار دهنده را مرور کنند تا با آینده نامعلومشان مواجه شوند.
داستان دربارۀ نوجوانیاست که با یک فرد دارای اسکیزوفرنی پارانویایی همکاری میکند، به این امید که درمان جدید داروییاش به او کمک کند مدرسه و دنیای بیرون را کاوش کند
یک شکارچی جوایز جنگلی با یک شانس دوم غیرمنتظره برای زندگی، و عشق، و یک حرفه موسیقی تقریباً فراموش شده از مردگان باز میگردد - اما متوجه میشود که شغل قدیمیاش اکنون دارای یک پیچش جدید شیطانی است.
داستان سریال یک جراح مغز و اعصاب را دنبال می کند که متوجه می شود او وارث نامحتمل خانواده ای از جادوگران است. او باید با حضور شومی که نسلها خانوادهاش را آزار میدهد، مبارزه کند.
داستان این سریال درباره گروهی کارمند هستندکه در شرکتی مشغول به کارند. هر یک از این افراد عیبی منحصر به فرد دارند و در راس آنها رئیس آنهاست که بیش از دیگران عیب دارد.
نابودی جهانی انسان به دلیل سرعت یک سیاره مرموز به سمت زمین قریب الوقوع است. در میان جمعیت ، یک زن آرام و همیشه مضطرب برجسته است، در حالی که اکثریت احساس آزادی میکنند تا بزرگترین خواستههای خود را دنبال کنند.
ریشه اصلی داستان این سریال درباره ی نزاع و جنگ بین خدایان قدیم و خدایان جدید است. خدایانی که قدرتشان نشئت گرفته از اعتقادات مردم میباشد. هر خدایی که تعداد معبودهای بیشتری داشته باشد، قدرتش بیشتر خواهد بود. ماجرای سریال در عصر مدرن روایت میشود. زمانی که پرستش خدایان در حاشیه قرار دارد و عشق به تکنولوژی و مادیات جای آنها را گرفته اند. "شادو/سایه" یک محکوم سابق است که به تازگی از زندان آزاد شده. او با مردی مرموز به نام "ونزدی/چهارشنبه" آشنا میشود، کسی که چیزهای زیادی دربارهی زندگی و گذشته "شادو" میداند. در حقیقت "ونزدی" یک خدای قدیمی قدرتمند می باشد که درصدد است برای انجام ماموریت خود ارتشی بسازد و شکوه گذشتهی خود را دوباره زنده کند...
این سریال بیشتر بر مشکلات خانواده ها در عصر جدید می پردازد ، زندگی با نژادهای مختلف ، سن های مختلف، اعتقادات مختلف و جنس های مختلف. در خانواده مدرن تضاد ها بیشتر از هر روز نمایان می شود و فاصله بین نسل ها بیشتر و بیشتر. همین تضاد هاست که ما را به خنده وا می دارد. در خانواده مدرن هر کس سعی می کند تا خود را با شرایط خانواده تطبیق دهد ولی هر چه بیشتر تلاش می کند شرایط کمیک تری خلق می شود…
سریال داستان پسری است به اسم "ند". "ند" ۹ سالشه که متوجه میشود توانایی خارقالعادهای دارد: میتواند موجودات مرده را تنها با یک بار لمس کردن زنده کند . "ند" اما خبر از محدودیتهای این موهبت نداره. همان روز مادر "ند" میمیرد و ند هم زندهاش میکند. یکدقیقهی بعد پدر دختر همسایه میمیرد. شب موقعی که مادرش میبوسدش، مادرش هم میمیرد. محدودیتها اینهاست: ۱- اولین تماس زنده میکند و دومین تماس جان رو میگیرد، برای همیشه. ۲- اگه موجودی را که زنده کرده ظرف یک دقیقه دوباره برنگرداند یکی دیگر به جاش خواهد مرد. "ند" البته عاشق دختر همسایه هم بوده. ۱۸ سال بعد، "ند" شده یک pie-maker موفق و منزوی. تقریبا با هیچ کس رابطهای ندارد. یه کارآگاه خصوصی به اسم "امرسون کد " اتفاقی متوجه توانایی ند میشود و با هم شروع به کار میکنند، به این شکل که "امرسون" پروندههای قتل رو پیدا میکند، "ند" هم با زنده کردن مقتول و پرسیدن چندتا سوال به حل پرونده کمک میکند. یکی از پروندهها مربوط میشود به قتل دختری روی قایق تفریحی. دختری به اسم "چارلوت چاک چارلز" دختر همسایهی "ند"، عشق دوران کودکیش که پدرش را اتفاقی کشته بود...