کدی هِرون، دختری که به تازگی به مدرسهای جدید نقل مکان کرده، با دختران پرطرفداری که گروهشان را پلاستیک گذاشته اند صمیمی میشود. اما همه چیز زمانی تغییر میکند که او مرتکب اشتباهی بزرگ میشود و عاشق آرون ساموئلز، دوست پسر سابق رِجینا جرج، رئیس گروه پلاستیک، میشود....
یک زن که شوهرش او را ترک کرده است و او برای ادامه زندگی و سالم نگه داشتن پسر نوجوان ۱۲ ساله خود مجبور شده است همه جا دروغ هایی بگوید که حالا او را در درد سر انداخته است و …
«ریچ» (اوون ویلسن) و «فرد» (جیسن سادیک) دو دوست صمیمیاند، و هردو چندین سال است که ازدواج کرده اند. اما وقتی که این دو مرد در خانه از خود بیقراری و بی حوصلگی نشان می دهند، همسرانشان تصمیم میگیرند تا یک هفته به شوهرانشان اجازه دهند تا هر کاری که دلشان می خواهد انجام دهند، بدون اینکه مورد مواخذه یا کوچکترین سوالی قرار بگیرند. این موضوع در ابتدا شبیه یک رویا برای ریک و فرد می باشد. اما آنها به زودی متوجه می شوند که رویایی که آنها از زندگی مجردی داشتند به طور فاحش و البته خنده داری با جهان واقعیت فرق دارد...
«بن کالمن» ( مایکل داگلاس ) در سنین میان سالی به سر می برد. او مشکلات قلبی دارد، همسرش از او طلاق گرفته، کسب و کارش در تجارت اتومبیل خوب پیش نمی رود، و …
چز قهرمان اسکیت سواری روی یخ است که رقیب سرسختی به اسم جیمی دارد . چز فردی لاابالی و بی ادب است اما جیمی برخلاف او جوانی مودب و خوش اخلاق می باشد . در ادامه در جریان یک مسابقه جهانی اسکیت که آنها برای کسب مدال طلا با هم رقابت می کنند با یکدیگر درگیر شده و فدراسیون جهانی آنها را برای همیشه از شرکت در مسابقات انفرادی اسکیت روی یخ محروم می کند . چند سال بعد مربی آنها پیشنهاد جالب و عجیبی به آندو می دهد و آن اینکه آنها بعنوان یک زوج اسکیت سوار مرد در مسابقاتی شرکت کنند که مخصوص زوجهای مرد و زن است . آنها این پیشنهاد را پذیرفته و چون هر دو مرد هستند توانایی بیشتری نسبت به رقبا دارند و این باعث می شوند قهرمان های کنونی این رشته یعنی استرانتز و فیرچایلدون تصمیم بگیرند هر طور شده شر آنها را کم کنند .
فیلم داستان مردی است که پس از اخراج از کار رویایی خود در بانک و رها شدن توسط نامزدش "سارا"، روزش از بد به بدتر تبدیل می شود. دوست صمیمی او "جک" تلاش می کند او را قانع کند که این اتفاقات به نفعش است، اما با سررسیدن سارقان بانک همه چیز تغییر می کند...
ماجرای فیلم درباره ی داگ ، یک فروشنده ی سوپر مارکت است که مدتها است در ان شرکت به فروشندگی اشتغال دارد. اوضاع به همین روال است تا اینکه داگ متوجه می شود شرکت تصمیم دارد شعبه ی جدیدی راه اندازی کند و از آنجا که سابقه ی داگ بالاست ، او انتظار دارد او را به عنوان مدیر شعبه ی جدید انتخاب کنند…
داستان این سریال درباره گروهی کارمند هستندکه در شرکتی مشغول به کارند. هر یک از این افراد عیبی منحصر به فرد دارند و در راس آنها رئیس آنهاست که بیش از دیگران عیب دارد.
زمانی که یک گروه از مردم عادی متوجه میشوند یک ستاره دنباله دار به وسعت 8 مایل در مسیر برخورد با زمین قرار گرفته به شهر باتلاق ها میروند تا پایان دنیا را از طریق تلویزیون تماشا کنند...