مادر فیروز به خواب همه دوستان، آشنایان و کارمندان او می رود و از همین طریق هشدار می دهد که فقط بیست و چهار ساعت بیشتر فرصت ندارد تا رضایت ناز گل مشرقی دختر خدمتکارش را بدست آورد و در غیر این صورت خواهد مرد. فیروز ناز گل را پیدا می کند اما راضی کردن او کار دشواری است…
پیرزنی که در سرای سالمندان زندگی می کند به خانه برمیگردد تا روزهای پایانی عمرش را در خانهاش و کنار فرزندانش که هر کدام گوشهای به زندگی خود مشغولند بگذراند. گرمی حضور مادر در خانه، فرزندان را به دور هم جمع میکند و در این مجال فیلم به معرفی شخصیتهای داستان می پردازد.
مردی به نام عباس خاکپور (اکبر عبدی) برای گرفتن ویزای ایالات متحده به ترکیه رفته است اما موفق به اخذ ویزا نمیشود. از سوی دیگر زنی (آزیتا حاجیان) در ترکیه زندگی میکند و در هتل محل اقامتش کار میکند و نمیتواند به ایران بازگردد. عباس تصمیم می گیرد با پوشیدن لباس مبدل و به بهانه ازدواج با یک مرد آمریکایی ویزای آمریکا را بگیرد…
استوار خراسانی به تهران منتقل میشود و به اتفاق مادر، همسر، خواهر و پسرش نزدیک کلانتری محل خدمتش خانهای اجاره میکند که از قضا با آقا رضی همسایه میشوند. آقا رضی برای پسرش، خواهر استوار خراسانی را خواستگاری میکند و استوار خراسانی که به دنبال دزد سابقهدار محله است، اطلاع ندارد که این دزد همان برادر خواستگار دخترش است…
اجاره نشینها نام فیلمی به کارگردانی داریوش مهرجویی است که در سال ۱۳۶۵ ساخته شده است. خانهای که وارث یا وارثانش معلوم نیست، عدهای مستاجر دارد. خانه نیازمند تعمیرات اساسی است ولی بی توجهی عباس آقا، مباشر که قصد تصاحب خانه را دارد، باعث میشود تا به رغم تلاشهای دیگر ساکنان، کار از کار بگذرد و خانه بر ساکنانش فروریزد و …
این مجموعه خاطره انگیز و قدیمی که دهه شصتی ها خاطرات جذابی با آن دارند، قصه ی پسر بازیگوشی به نام محسن (با بازی اکبر عبدی) را به تصویر میکشد که همیشه مدرسهاش دیر میشود و همیشه بهانهای برای دیر رسیدن دارد…