هلن وقتی شوهرش درخواست جدایی میکند چشمانش را از دست میدهد. او با کمک یک دامپزشک و یک سگ ولگرد وحشی، قدرت خود را دوباره کشف می کند و شروع به بازسازی زندگی خود می کند...
سالها لوسی در شهر کوچکش نقش بابانوئل را بازی میکرد. همانطور که او آرزوی یک دختر کوچک را برای "کریسمس مانند گذشته" برآورده می کند، او به طور غیرمنتظره ای متوجه می شود که آرزوهای خودش محقق می شود....