یک نویسندهی جوان به درخواست یک زن عجیب و غریب، برای او در یک مسابقهی ادبی شرکت میکند. اشتباهی کوچک باعث میشود شایعهای درباره نامزدی او با دختر این زن در خانواده پیچیده شود و همه اعضای خانواده با این شوخی همراه میشوند.
لیلی به همراه مادرش به اسکاتلند سفر میکند و با لوگان، دوست دوران کودکیاش، که حالا بزرگ شده است، دوباره ملاقات میکند. مادران آنها که از این موضوع خوشحال میشوند، نقشهای میریزند تا آنها را با هم ازدواج دهند...
هلن وقتی شوهرش درخواست جدایی میکند چشمانش را از دست میدهد. او با کمک یک دامپزشک و یک سگ ولگرد وحشی، قدرت خود را دوباره کشف می کند و شروع به بازسازی زندگی خود می کند...
ویوی از یک خواستگار هندی به نام راینا کمک می گیرد تا سرنوشت خود را در عشق تغییر دهد. با این حال، پسر ممکن است تغییری باشد که ویوی همیشه به آن نیاز داشت...
وقتی جن این شانس را پیدا می کند که در یک مسابقه طراحی برند شرکت کند و وقتی ویدیوی او به عنوان فینالیست انتخاب می شود، بین ادامه دادن به "خانواده" عالی خود یا افشای حقیقت درگیر می شود ...
وقتی تس به همراه خواهر ناتنیای که هرگز ندیده بود، باغ سیب را به ارث میبرد، راز خانوادهای را که او را رها کردهاند، کشف میکند و در نهایت درک جدیدی از خود پیدا میکند...
برای تحت تاثیر قرار دادن علاقه بالقوه عشق، کایرا سگ خود را در یک نمایش چابکی وارد می کند. مشکل این است که او سگی ندارد، بنابراین باید یک سگ پیدا کند و سریع آموزش دهد ...
اریک و جوی که از طریق خدمات اجتماعی با هم آشنا شدهاند، در کریسمس معنای جدیدی در زندگی پیدا میکنند. آنها با کمک به یک خانواده برای بازسازی خانهشان، به واسطه اتفاقات تصادفی و یک معجزه پزشکی، به باور سرنوشت مشترک میرسند.
کندال نویسنده چندین کتاب است که علم را با دوستیابی ترکیب می کند. او بر این باور است که وقتی بدانید به دنبال چه چیزی می گردید ، علم همسر مناسبی را برای هر کسی به ارمغان خواهد آورد. هنگامی که او به ایده جدیدی برای کتاب بعدی خود نیاز دارد، تصمیم می گیرد از توصیه های خود برای یافتن عشق استفاده کند و این سفر را به عنوان بخشی از داستان خود ثبت کند...
سوفی که از شغل بازاریابی خود خسته شده است ، Airbnb را به همراه پدری بیوه و دخترش اجاره می کند تا کار خود را پایان دهد. با این حال دخترش قصد دارد با نگاهش به سوفی ، بار دیگر عاشق پدرش شود...