مردی بیوه سعی می کند دخترش را با پسر کنتس وصلت دهد به این امید که با یک کنتس ازدواج کند. با این حال، عاشق شدن دختر با یک قایقران اهل کاپری، نقشه های مرد را خراب می کند...
یک پسر ثروتمند و خرابکار ، دختر را باج می زند تا نامزد او شود - اگر این کار را نکند ، شرکت پدرش ورشکسته خواهد شد. پسری فقیر اما صادق که او را دوست دارد سعی می کند او را نجات دهد...
کارلو، جوانی فقیر که برای تامیین هزینه های مطالعاتش سخت کار می کند، او عاشق دختری ثروتمند به نام لورنا است. و با کمک دو دوستش، یعنی یک سرمایه دار بزرگ و یک راننده وانمود می کند که ثروت هنگفتی دارد..