روکو و همدست زنش آنژل یک کامیون را از یک شرکت حمل و نقل در بیابان صحرا میربایند. رئیس شرکت حمل و نقل، کاستیلیانو، دوست روکو، هروه، و یک آلمانی تازهکار، هانس، را استخدام میکند تا به دنبال او بروند و کالای ارزشمندش را برگردانند. پس از اینکه آنها با مشکلاتی روبرو میشوند،..
راهبه ای که در یک زندان زنان خدمت می کند به یکی از زندانیان درباره گذشته آشفته خود به عنوان خواننده کاباره، مادر مجرد و قاتل محکوم شده اعتراف می کند...