مارکوس، نقاش افسردهای که دیگر شور و اشتیاقی برای زندگی ندارد، واحد اضافی آپارتمانش را به زنی اجاره میدهد. اما رفتهرفته به این شک میافتد که این زن مستأجر، هویتی پنهان دارد و در واقع یک شخصیت شرور در دنیای کمیک بوکها است.
گروهی از دوستان که در یک کلبه کنار دریاچه ای دورافتاده هستند، زمانی که دوربین های تله کابین در ملک نشان می دهد که آنها توسط چیزی فراتر از مادر طبیعت احاطه شده اند، خود را در یک کابوس مرگبار می بینند.
وقتی هیلی هالیس به مزرعه خانوادگی خود باز میگردد تا سعی کند آن را از بسته شدن نجات دهد، به این فکر نمیکرد که زمان زیادی را با کیت بگذراند - یا عاشق او شود...