مردم سِبوری غرب ژاپن که از نظر فرهنگی منزوی شدهاند، موضوع این فاجعه درباره چند نفر از اعضای جامعه هستند که بهویژه مشکلاتی را تجربه میکنند که ژاپن مدرن به دنیای آنها دست درازی میکند. صحنه جنگ جهانی دوم است و زمانی که پلیس نظامی برای بردن مردان سبوری به ارتش آمده است، درگیریها به وجود می آید ...
سال ۱۵۷۳٫ در جنگ بر سر کیوتو، «شینگن تاکه دا» (ناکادایی)، رهبر خاندان «تاکه دا» به دست یک تیرانداز کمین کرده، زخم مهلکی برمی دارد و به برادرش «نابوکادو» (یامازاکی) دستور می دهد تا سه سال مرگ او را مخفی نگاه دارد. «نابوکادو» یک دزد عفوخورده (ناکادایی) را مجبور به ایفای نقش بدل تمام وقت «تاکه دا» «کاگه موشا» می کند...