دختر جوان پناهنده ای که از خشونت و جنگ فرار می کند، کتابی از شعر شاعر مشهور قرن سیزدهم، مولوی را پیدا می کند. این کتاب به دروازه ای جادویی تبدیل می شود که در آنجا با مولانا جوان در زمانی که او پناهنده بود ملاقات می کند و از جنگ های وحشتناک خود می گریزد...
دو مرد با ایمان، یکی کشیش سیار مسیحی و دیگری حاکم امپراتوری مسلمان، با وجود یک قرن جنگ، بیاعتمادی و تبلیغات مسموم، به دنبال احترام متقابل و اشتراکات هستند...