متیو در پاریس زندگی میکند و آلیس در یک شهر ساحلی کوچک. آنها رابطهای کوتاه با یکدیگر دارند و سپس هر کدام مسیر خود را دنبال میکنند. متیو برای رهایی از غم و اندوه خود به یک مرکز آب درمانی میرود و در آنجا به طور اتفاقی آلیس را دوباره میبیند.
فیلیپ و همسرش در حال جدایی هستند، عشق آنها به طور جبران ناپذیری تحت فشار کار آسیب دیده است. فیلیپ که یک مدیر موفق در یک شرکت صنعتی است، دیگر نمی داند چگونه به خواسته های متناقض روسای خود پاسخ دهد...
داستان زندگی زنی جوان به نام ژان در قرن نوزدهم روایت میشود. این داستان به صورت پراکنده و گذرا به زندگی ژان میپردازد و نشان میدهد که او در مسیر بزرگسالی با چه سختیها و چالشهایی روبرو میشود.
آلن، مردی میانسال، رابطه سختی با مادرش دارد. وقتی از زندان آزاد می شود، مجبور می شود با او زندگی کند و به زودی متوجه می شود که او بیماری لاعلاجی دارد ...
رئیس یک کارخانه به تمامی هزار و صد نفر پرسنل خود قول میدهد که آیندهی شغلی آنها را تضمین نماید. اما بعد از مدتی به صورت ناگهانی کارخانه تعطیل میشود و در این بین مردی به نام لوران در مقابل این تصمیم ایستادگی مینماید و…