بازیگری آمریکایی که در توکیو احساس تنهایی میکند، در شرکتی ژاپنی استخدام میشود که به افراد، "خانواده اجارهای" میدهد. او در این شرکت نقشهای مختلفی را در زندگی دیگران بازی میکند و در این میان، ارتباطات و شادیهای غیرمنتظرهای را در میان خانواده ساختگی خود کشف میکند.
یوما، دختری مبتلا به فلج مغزی، در ژاپن زندگی میکند. او آرزوی مانگاکا شدن را در سر دارد، اما تعهدات خانوادگی مانع از رسیدن او به این هدف میشود. یوما برای رهایی و استقلال خود تلاش میکند.