گروهی از افراد در یک مهمانی دریایی، هنگام رسیدن به جزیرهای کوچک، با کمک اهالی آن جزیره و به ویژه یک ملوان پیر، در پهلو گرفتن قایقشان با مشکلات خندهدار و عجیبی مواجه میشوند.
"وولگر" به همراه تئاتر خود به شهری وارد می شود.مردم شهر پس از اطلاع یافتن از اتفاقات عجیب برنامه های گذشته او درخواست می کنند قبل از صدور اجازه برای اجرای عمومی برنامه،او برای آنها برنامه خود را اجرا کند.بعضی از مردم شهر تلاش می کنند آنها را به عنوان متقلب معرفی کنند اما او و گروهش بسیار باهوش هستند...
"هری لاند" نوجوان نوزده ساله با "مونیکا" هجده ساله،دختری بی پروا و سرکش آشنا شده و عاشق یکدگیر می شوند.آنها خانواده و کار خود را در شهر کوچک خود رها کرده و به وسیله قایق پدر "هری" به جزیره ای دور افتاده رفته و تابستان را در آنجا سپری می کنند...