شوهر خودبیمارپندار ماریا معتقد است که هر سرماخوردگی به مرگ ختم میشود. ماریا پس از تحمل رفتارهای ناشی از این وسواس، شخصاً برای مقابله با ترس بیاساس او از مرگ اقدام میکند.
رهبری آرمانگرا که پیشتر سودایی پاک در سر داشت، اکنون به سیاستمداری فاسد بدل گشته است. او در آستانهی انتخابات ریاستجمهوری، از سوی مادربزرگ خویش نفرین میشود و بدین سان، به صداقت وادار میگردد.