ارکین، در اواسط 30 سالگی، تنها زندگی می کند و در یک برج فانوس دریایی کار می کند. یک روز ارکین که با بدهی های وام سر و کار دارد، خبر مرگ پدربزرگش را که در خانه سالمندان زندگی می کند، دریافت می کند. او با عجله به خانه سالمندان می رود، اما با موقعیتی غیرمنتظره مواجه می شود. پدربزرگش از نوهاش میخواهد که از برادرش کورای و نامزد سابقش مروه که زمانی قلبشان را شکست، عذرخواهی کند. ارکین که تنها راه حلش برای پرداخت بدهی هایش عذرخواهی است، سفری پرماجرا و سرگرم کننده را آغاز می کند...
“امی” زنی جوان و ترک تبار است که تلاش می کند برخلاف نظر خانواده ای زندگی مستقل در آلمان داشته باشد.تلاش او موجب آغاز موقعیتی می شود که زندگی اش را تهدید می کند….