زینب (گوکچه بهادیر) که زیر فشار مادرش زندگی می کند متوجه می شود که سردار ( نامزدی که در آستانه ازدواج با اوست) به وی خیانت می کند. زینب که می خواهد هم از فشار و هم از شوک این خیانت رهایی یابد، به حومه آدانا می آید تا یک پرونده کلاهبرداری بیمه ای را بررسی کند. او در مدت اقامتش در آدانا، زندگی خود را در اولویت قرار می دهد و برای اولین بار به دنبال رویاهای خود می رود. برای زینب، که عشق واقعی را در آدانا می یابد، دیگر هیچ چیز مثل قبل نخواهد شد...
منبع درآمد “قهرمان” یه حمومیه که از بزرگای خاندان به ارث رسیده…همه قهرمان رو مهربون میدونن ولی کارای قهرمان به خاطر “تونجای” به خطر میفته…تونجای که از استانبول اومده قصد داره حموم و کل بازار رو خراب کنه و مرکز خرید بسازه…”جمیل” که با فروشنده ها جور در نمیاد برا خراب کردن کارای قهرامان با تونجای همکاری میکنه…جمیل سعی داره با راضی کردن فروشنده ها مجوز ساخت مرکز خرید رو آماده کنه…از طرف دیگه قهرمان مشغول پرداخت بدهی های پدر مرحومش هست…تنها چاره اش اینه که مشتری زیادی برا حموم جذب کنه وگرنه حموم از دستش میره…بین این کارا با “بهار” که معلم تاریخه آشنا میشه و باهمدیگه تلاش میکنن مانع خرابی حموم بشن…