داستان «اوتومه وا بوکو نی کویشیتِرو» (Otome wa Boku ni Koishiteru) دربارهی شخصیت اصلی، میزوهو میانوکوزی (Mizuho Miyanokouji)، یه پسر دبیرستانیه. بعد از اینکه پدربزرگش میمیره، وصیتنامهش رو میخونن و معلوم میشه خیلی دلش میخواسته نوهش بره آکادمی دخترانهی سِیو (Seio Girls' Academy) – همون مدرسهای که مادر خودش رفته و اجدادشون تأسیس کردن. میزوهو هم برای اینکه به وصیت عمل کنه، لباس دخترونه میپوشه و میره اونجا درس بخونه.
این داستان درباره یه خونهست که نسل 2.5 حساب میشه. تو این خونه، بچهها و پدر و مادرشون همه با هم زندگی میکنن. یکی از بچهها هم مجرده، که بهش میگن "0.5".
خواهران آریساکا (هاتسونه و کازوکی) و خواهر و برادران کاگورا (یوجی و ماری) زمانی که کوچکتر بودند در همسایگی زندگی می کردند. آنقدر نزدیک که می توانستند از طبقه دوم به ایوان یکدیگر بروند. آنها همیشه با هم بازی می کردند تا اینکه یک روز خواهر و برادر کاگورا مجبور به نقل مکان شدند. 10 سال گذشته است و خواهر و برادرهای کاگورا در حال بازگشت هستند! یووجی تبدیل به یک منحرف شده و ماری همون بچه ننه سابق نیست؟!
کو کیتامورا، دانشآموز کلاس پنجم، در همسایگی خانواده "سوکیشیما"، مالک کافه Clover زندگی میکند. دوست دخترش، واکابا، دومین دختر سوکیشیما ست. "آئوبا" دختر سوم خانواده، اعجوبه بیسبال است ، که از او تنفر دارد.
ماها ماسانه و دخترش ریهوکو در حال فرار از سازمان بهداشت کودک هستن که قصد دارن ریهوکو رو از مادرش جدا کنن.اما بلاخره گیر میوفتن و ریهوکو رو از ماسانه میگیرن. در همین اثناء به ماسانه که در بازداشتگاه زندانیه ، توسط یه اسلحه ی پیشرفته که میتونه خودشو به شکل بشر در بیاره ، حمله میشه…