هفت سال پس از شکست پادشاه مارپیچ، سایمون و تیپ باید برای شکست دادن یک تهدید جدید و نجات جهان به فضا بروند. آخرین نبرد پرخطر برای سایمون و تیمش در شرف وقوع است...
داستان فیلم در مورد "نعیما" 16 ساله میباشد که تصمیم دارد خودش را بهتر بشناسد و مسیرش در زندگی را پیدا کند،سپس با سبک زندگی دختر عمویش "سوفیا" آشنا می شود و تصمیم میگیرند تابستان را با هم خوش بگذرانند و...
فروشنده دارو یه شکارچی ارواح مرموز تو ژاپن قدیمه که دنبال مونونوکههای بدجنس میگرده. نمیتونه همینطوری بزنتشون؛ اول باید بفهمه شکلشون چیه، حقیقتشون چیه و چرا به وجود اومدن. بعدش شمشیر طلسمشکن رو درمیاره و کارشونو تموم میکنه. برای همین همیشه اول میره تو مغز و گذشتهشون سرک میکشه که خیلی هم خطرناکه!
یکی از خانوداه های اشراف زاده انگلیس، فانتوم هایو، سرپیشخدمتی به نام سباستین مایکلز دارند. او بدون شک دارای دانش کامل، رفتارهای بی نقص و استعداد هنرهای جسمانی است. اما بنا به دلایلی، وی به عنوان استادی ۱۲ ساله انجام وظیفه می کند.
یک ویروس ناشناخته موسکو را به شهر مردگان تبدیل کرده است. برق تولید نمی شود، پول ارزشش را از دست داده است و کسانی که هنوز به ویروس آلوده نشده اند نیز به سختی برای غذا و سوخت مبارزه می کنند. شخصیت اصلی داستان، سرگی، به همراه زنی که عاشقش است و پسر او در خارج از شهر زندگی می کند. این مکان هنوز امن است اما او برای نجات همسر سابق و فرزندش به مسکو می رود؛
ساتائو تاشیرو یک مرد جوان 22 ساله است که نه کار می کند، نه دانش آموز است ونه کار آموز و یه هیکیکوموریه ( به معنی کناره گیری شدید از اجتماع) است. او معتقد است که همه چیز در اطرافش توطئه چینی است و این دلیل این است که بسیاری از مردم او را هیکیکوموری می نامند. در این هنگام ساتائو یک نقشه بزرگ می کشد که شامل هیکیکوموریه کایوکای ژاپنی است(NHK) , یک سازمان سری با قصد ایجاد کردن دنیایی بدون هیکیکوموری . ساتائو تصمیم می گیرد خود را از چنگال NHK رها کند اما نمی تواند چون او می فهمد که بیرون رفتن از خانه برایش ترسناک شده. این وضع ادامه دارد تا وقتی که او میساکی ناکاهارا را ملاقات می کند او ساتائو را برای اجرای نقشه اش انتخاب کرده و ادعا می کند که می تواند او را از شر هیکیکوموری خلاص کند.
ساکنانِ بیگمان سیارهزمین به کارهای معمولشان مشغولند،از روز آفتابی زیبا ویژه و تابانشون لذت میبرند، وقتی یک پسر جوان ژاپنی سقوط شیء درخشانی رو از آسمان رو می بینه. بالاخره هجوم یک بیگانه شروع شده؟ جای دیگری در ژاپن، "کِرورو" ، گروهبان قورباغه و رهبر جوخه تدابیر ویژه ارتش تهاجم فضای سیاره 58ام سیستم سیارهای گاما، پناهگاه فوقالعادهای پیدا کرده. او به خانه خانواده "هیناتا" نفود کرد تا مقرفرماندهیای بسازد که خود و افرادش بتوانند برای تسخیر دنیا خودشون رو آماده کنند. ولی نمی تواند از پس "فویوکی" و "ناتسومی هیناتا" بر بیاد! غریزه ناتسومی که مخفیکاریشون رو خراب میکند.
پسری به اسم ساکوراگی هانامیچی ، بعد از مدت زیادی باز هم نمی تونی هیچ دست دختری پیدا کنه ، و وقتی که تونست یه نفر رو برای دوست داشتن پیدا کنه ، می فهمه که اون هم عاشق یه بسکتبالیست مشهور از مدرسه خودشونه و اینطوری ساکوراگی هانامیچی تصمیم می گیره که عضو تیم بسکتبال بشه و دل دختره رو به دست بیاره ، اما …