یک تیم بسکتبال آمریکایی با نام مستعار "جبرواک" برای مسابقه به ژاپن می روند و به راحتی تیم حریف را شکست می دهند ولی آن ها را بعد از برد مسخره میکنند ، حال مربی تیم "کاگتورا" برای انتقام از گروهی به نام "معجزه گرها" کمک میگیرد...
پروفسور هیدکی ساتومی یک تکه روزنامه با عکس دختر پنج ساله اش نانا را در قسمت فوت اعلام کرد. او همسرش آیاکا ساتومی را می بیند که سعی می کند دخترش را از کمربند ایمنی آزاد کند ، هنگامی که یک کامیون بدون فرمان با اتومبیلش برخورد می کند و نا را می کشد.
پایان قرن نوزدهم - همسر یک خون آشام به قتل می رسد و کارآگاه معروف به "کاربر قفس" برای حل این جنایت فراخوانده می شود. اما کارآگاه و قفس پردهای که او حمل میکند چیزهای بیشتری وجود دارد... از این گذشته، هنگام حل پروندهای که مربوط به یک هیولا است، شاید لازم باشد کسی یکی را بشناسد!
داستان درباره کوشیرو است که پس از جدایی از دوست دخترش، دچار بحران روحی میشود و از زندگی لذت نمیبرد. او با یک دختر دبیرستانی به نام نانوکا آشنا میشود که همچنین قلبش شکسته است. آنها با هم به شهر بازی میروند و با هم صمیمی میشوند. این انیمه راجع به رابطه عجیب و غریب آنها و چالشهایی که برای آنها پیش میآید، است.
در اعماق دریای بزرگ اینترنت، یک وبسایت وجود دارد که فقط در ساعت دوازده شب قابل دسترسی است. به آن جیگوکو تسوشین معروف است و شایعات میگویند که اگر شما چیزی را در آنجا پست کنید، جیگوکو شوجو ظاهر خواهد شد و هر کسی را که شما را مورد آزار قرار داده است، به دوزخ خواهد کشاند.
دولت ژاپن از لبه فروپاشی مالی توسط صندوق ثروت سلطنتی نجات یافت. با این حال، برای شهروندان آن، زندگی بهبود نیافته و بیکاری، جرم و جنایت، خودکشی و ناامیدی فراگیر است. کیمیمارو که پس از ناپدید شدن پدرش و مرگ مادرش توسط عمه مادری اش بزرگ شده است، یک دانشجوی بورسیهای است که تنها رویایش زندگی پایدار و عادی است. یک روز او با مردی ملاقات میکند که به او مبلغ بزرگی از پول را پیشنهاد میدهد اگر اجازه دهد “آینده” اش به عنوان ضمانت نگه داری شود. از آن به بعد سرنوشت او به طور رادیکال تغییر میکند زیرا وارد حوزهای مرموز به نام منطقه مالی میشود، جایی که باید در مسابقات هفتگی به نام “معاملات” رقابت کند تا پول خود را حفظ کند و از از دست دادن آینده خود جلوگیری کند.
در مکانی به نام Ikebukuro محله ای در توکیو که در آن دسته های نوجوانان خیابانی با هم مبارزه می کنند شکل می گیرد و شامل اراذل و اوباش خیابانی ، دانش آموزان دبیرستانی ، یک زن گوینده رادیو ، یک دکتر کالبد شکافی و یک جوان فروشنده اطلاعات می شود . اراذل و اوباش و گانگسترها از یک افسانه شهری به نام Dullahan واهمه دارند ، سواری بی سر سوار بر موتوری سیاه بدون نور و صدا . Ryuugamine Mikado یک پسر دبیرستانی معمولی است که به دنبال موجودات عجیب و غریب می گردد و وقتی به Ikebukuro می رسد دیوانه وار برای پیدا کردن سر گمشده Dullahan تلاش می کند .
مگومی شیمیزو 15 ساله رویای زندگی پر زرق و برق در شهر را در سر دارد؛ ولی، مرگ غیر منتظره اش در روستای آرام سوتوبا ابتدای وحشتی همه گیر است که تابستانی گرم را به فصل خون و وحشت مبدل می کند. دکتر جوانی به نام توشیو اوزاکی به ماهیت بیماری شک می کند و می فهمد که برای روشن کردن حقیقت، باید انسانیتش را رها کند. در این حین، ناتسونو یوکی، جوانی ضداجتماعی از شهر، مرگ ناگهانی مگومی ذهنش را مشغول کرده و باید با مواجه شدن با تراژدی خودش رنج دوستی را بفهمد. توشیو و ناتسونو گروه نامتعارفی را برای نجات سوبوتا قبل از تبدیل آن به شهر خوناشام ها تشکیل می دهند. شیکی، برگرفته از رمان ژانر وحشت نوشته فویومی اونو، به فراتر از داستان خوناشام معمول می رود. داستان غم انگیز نجات در دنیای که فرد به تنهایی نمی تواند بین خیر و شر تفاوت بگذارد را بازگو می کند. رها شده توسط خدا، شیکی، آنچه که خوناشام ها خود را می نامند، تنها به زندگی خود علاقه دارند و باید با ترس از روستائیان پارنوئید/ناباور مقابله کنند. شیکی مرزی که انسان را از هیولا متفاوت می کند را کاوش می کند.