پیرزنی که در سرای سالمندان زندگی می کند به خانه برمیگردد تا روزهای پایانی عمرش را در خانهاش و کنار فرزندانش که هر کدام گوشهای به زندگی خود مشغولند بگذراند. گرمی حضور مادر در خانه، فرزندان را به دور هم جمع میکند و در این مجال فیلم به معرفی شخصیتهای داستان می پردازد.
« لورا مردیت » ( ترنر ) به رؤیاى بزرگش یعنى بازیگرى سینما دست یافته است . با این حال زندگى خصوصى او و دخترش ، « سوزى » ( دى ) بر سر روابط عاطفى با « استیو آرچر » رو به تیرگى مىگذارد . از طرف دیگر مستخدمه ى سیاه پوست « لورا » ، « آنى جانسن » ( مور ) نیز در ارتباط با دخترش ( کوهنر ) دچار مشکل است …
پزشکان دلیل وضعیت سعید فرزند سپیده را ناشی از استنشاق گازهای سمی در زمان جنگ توسط سپیده میدانند. سهیل (پدر سعید) اصرار دارد تا فرزند را به یک آسایشگاه تحویل دهند اما سپیده مخالفت میکند و صحنه های زیبایی رقم میخورد…
« میلدرد پیرس » ( کرافورد ) ، مادرى خانهدار ، همه چیزش را فدا مىکند تا دختر ، « ودا » ( بلایت ) زندگى موفقى داشته باشد . او خیلى زود مدارج ترقى را طى مىکند و با مردى اشرافى ازدواج مىکند . اما با وقوع قتلى به دست دختر ، تعارضهاى دیرین میان او و مادرش آشکار مىشود…
جوان اصیل زاده اى به نام « استیون دالاس » ( بولز ) پس از ورشکستگى خانواده و خودکشى پدرش ، نامزدى اش را با « هلن ماریسن » ( اونیل ) به هم مىزند ، به شهر کوچک نیوانگلند مىرود تا زندگى تازهاى را شروع کند و خیلى زود با زنى عامى ، « استلا » ( استانویک ) ازدواج مىکند.
"آلیس"بیش تر وقتش را به میانجی گری میان شوهر عبوسش، "دانلد هایت"، و پسر یازده ساله ی بازیگوش شان "تام" می گذراند. تا این که "دانلد"در سانحه ای کشته می شود و "آلیس" تصمیم می گیرد به دنبال آرزوی دیرینش، خوانندگی، برود.
فیلم "ماما روما" اثری از کارگردان بزرگ پازولینی می باشد که داستانش در مورد زنی میانسال است که کار خود را کنار گذاشته و مشغول به فروش میوه می شود. او پسر شانزده ساله خود "اتوره" را پس می گیرد. او رویای موقعیتی خوب برای پسر خود را می بیند اما به نظر می رسد دیگر دیر شده باشد...
آورورا و اِما مادر و دختری هستند که با هم زندگی میکنند. اِما با فلَپ، جوانی که دبیر دبیرستان است و درآمد چندانی ندارد ازدواج میکند. مادر اِما با این ازدواج مخالف است و از فلپ خوشش نمیآید...