نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
هاردی پس از یک شکست عشقی دچار افسردگی می شود و تصمیم می گیرد برای فراموش کردن این قضیه به همراه لورل به ارتش پیوسته و به عنوان سرباز در یک پایگاه صحرایی مشغول شوند ...
آقا و خانم هاردی قصد دارند شب آرامی را در کنار هم و در منزلشان بگذرانند. در این حین، لورل و همسرش به آپارتمان آنها میآیند. لورل که هوس بستنی کرده است، به همراه هاردی، برای خرید بستنی بیرون میزنند، اما در راه، زنی را میبینند که گویا قصد خودکشی دارد. لورل و هاردی این زن غرغرو و آبزیرکاه را نجات میدهند، اما زن، از این نجاتیافتن ناراضی است و آنها را تا منزل دنبال کرده و تهدید میکند که یا باید از او نگهداری کنند یا برایشان دردسر ایجاد خواهد کرد. لورل و هاردی یک شبِ آشفته و پردردسر در پیش دارند تا این زن را از چشم همسرانشان دور نگه دارند و ماجرا را حل و فصل کنند.