آرتور فلک، که در حرفه کمدی توفیقی نیافته بود، در بیمارستان روانی آرکهم به سر میبرد. در آنجا با زنی به نام هارلی کویین که عشق زندگی او میشود، ملاقات میکند. فلک پس از آزادی از بیمارستان، به همراه هارلی، سفری عاشقانه اما پرماجرا و در نهایت ناگوار را آغاز میکنند.
در آیندهای نزدیک، هوش مصنوعی بر تمام جنبههای زندگی انسان تسلط خواهد یافت و احساسات انسانی به عنوان یک تهدید تلقی میشوند.
آشپزی که از بدشانسی و قماربازی رنج میبرد، برای رهایی از مشکلاتش به ویلایی در آمریکای لاتین فرار میکند و در آنجا خود را به جای شخص دیگری جا میزند.
در سال ۲۰۱۶، ناپدید شدن شری پاپینی، زنی اهل شمال کالیفرنیا که برای دویدن از خانه خارج شده بود و دیگر بازنگشت، به سرعت به یک خبر ملی تبدیل شد. تناقضات موجود در داستان پاپینی پس از بازگشت او در مورد ربوده شدنش، به این خبر دامن زد و توجه افکار عمومی را به خود جلب کرد.
یک فرد خودشیفته با طراحی یک طرح پولدار شدن سریع، زنجیرهای از خشونت را به راه میاندازد و زندگی اطرافیانش را تحتالشعاع قرار میدهد.
خبرنگاری به نام ایم سانگجین در حین بررسی گزارشی در مورد دستکاری افکار عمومی در فضای مجازی، از وجود "ارتش کامنت" آگاه میشود. او در ادامه تحقیقات خود، با یک تشکیلات بزرگ و قدرتمند روبرو میشود و داستانی جنایی رقم میخورد.
گردهمایی دبیرستان به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود زمانی که همکلاسیهای سابق در میان برف و بوران، با جسد بیجان یکی از همکلاسیهایشان روبرو میشوند. وحشت و اضطراب بر فضا حاکم میشود و هر کس در تلاش است تا قبل از اینکه خود طعمه قاتل بیرحم شود، هویت او را فاش کند.
دارن بارنمن، مردی خوشبین و بومی لس آنجلس، روزگار خود را به سرپرستی استخر مجتمع آپارتمانی تاهینی تیکی و کوشش برای بهبود زندگی در زادگاهش میگذراند.
پنج زن در یک پیادهروی گروهی شرکت میکنند، اما تنها چهار زن از آن طرف بیرون می آیند. مأموران فدرال آرون فالک و کارمن کوپر به امید یافتن خبرچین خود که هنوز زنده است، راهی کوهستان میشوند.
داستان حول محور یک زن مرموز فراری و یک مأمور کاربلد که مأمور دستگیری او شده میچرخد. سرنوشت این دو به هم گره میخورد و با بالا رفتن خطر تعقیب و گریز، به سمت یک فاجعه بزرگ سوق داده میشوند.