یک خون آشام 300 ساله، در یک عمارت زیبا با همسرش سابینا و پسر خود دیمیتری زندگی می کند. او زندگی خود را با عیاشی و شهوتِ بدون توقف ادامه میدهد تا زمانی که، فون (یک زن جوان ساده و بی تکلف) و دوست پسرش او را وارد یک دنیای سورئال میکنند و ..
وقتی یک یتیم تنها، عینکی را پیدا میکند که به طرز شگفتآوری، استفادهکننده از آن را قادر میسازد تا ارواح را ببیند، زندگی او به یک کابوس زنده تبدیل میشود.