مردی به نام "ونگل" در یک سفر به طور ناگهانی و اسرارآمیزی دستگیر می شود، پس از فرار از دست مردان پادشاه تاریکی، او مجروح و گم می شود. حال او رویاهایی عجیبی می بیند که در آن یک زن مرموز به رنگ سفید از او می خواهد وارد قلمرو ناشناخته ای در شمال شود ...
هانتر ( به معنی شکارچی ) فردیه که دور دنیا سفر میکنه و هر جور ماموریت خطرناکی که فکرشو بکنید انجام میده . از دستگیر کردن مجرم ها گرفته تا کنجکاوی و جستجوی سرزمین های ناشناخته به دنبال گنج . گون ( Gon ) پسر جوونیه که پدرش چندین سال پیش ، موقعی که یه هانتر بوده ، ناپدید شده . گون باور داره که اگه بتونه پا جای پای پدرش بزاره ، ممکنه یه روز بتونه دوباره بهش بپیونده . بعد از اینکه گون 12 سالش میشه ، خونه رو ترک میکنه و ماموریت شرکت در آزمون " هانتری " رو امتحان میکنه . آزمونی که بخاطر پیشرفت کندی که آزمون دهنده داره و درصد بالای مرگش برای هانتر رسمی شدن حسابی معروف شده . گون با کوراپیکا که به عشق انتقام زندست ، با لوریو که میخواد در آینده دکتر بشه و با کیلوآ که قبلا یه قاتل سرکش بوده دوست میشه . و همین جور که ماموریت های سخت تری رو ، به عنوان یه هانتر ، پشت سر میزارن و با خطرات و تهدیدهای بیشتری رو به رو میشن که باعث میشه رفاقتشون گسترده تر میشه.
تو یه زندان تو ژاپن جوتارو کوجوی ۱۷ ساله زندگی می کنه: یه آدم وحشی، مبارز و خلافکار که یه نیروی غیر قابل کنترل تسخیرش کرده! سرتاسر دنیا نیروهای شیطانی در حال بیدار شدنن: “استند”ها، موجودات وحشتناک نامرئی که به حاملاشون قدرتهای بی نظیری می دن.جوجو برای نجات مادرش باید نیروی تاریک وجودش رو مهار کنه و به مصر سفر کنه تا خون آشام صد ساله ای که دنبال خون اعضا خونواده اشه رو شکست بده. ولی این راه رو به این آسونی نمی شه رفت؛ چون دشمنان زیادی قصد دارن در مقابلش ایستادگی کنن .
یک زن به طرز مشکوکی در جنگل کشته شد. یک شمشیرساز به نام آمون یک پسرتازه متولد شده با یک سرنوشت تراژدیک رو کنارش پیدا کرد و ازش مراقبت کرد. حدود 10 سال بعد، این پسر که گای نام داره و فرزندخوانده آمون شده، دست راستش رو طی یک حادثه در شمشیرسازی از دست میده. آمون تصمیم میگیره که شمشیری به نام "شیریو" بگیره که قدرت های شیطای ای داره که نسل ها خاموش بوده و ازش برای درمان دست گای استفاده کنه. و این شروع همه چیزه... داستان این پسر، که با یک اسلحه شیطانی یکی شده و به یک سرنوشت ظالمانه، که باید با مبارزه های بی پایان روبه رو بشه، دچار شده میتونه به عنوان داستان "اسلحه ای زیبا و فردی زشت" یا "ستمگریه سلاح ها و زیبایی انسان ها" دیده بشه. و این یک دنیای کاملا جدید از کمیک می باشد.
در سال 2035 در ژاپن واقعه ای عظیم معروف به "فروپاشی" به دلیل تحقیقات روی زندگی مصنوعی اتفاق میفتد.هوش مصنوعی ای به نام "ماهیت" کوروبه جورج را فاسد کرده است.ورود به شهر تحقیقات که امید اخر انسانیت نام دارد توسط دولت ممنوع شده است.دو سال بعد به ایکو تاچیبانا دختری 15 ساله که خانواده اش را در واقعه از دست داده توسط همکلاسی انتقالی اش یویا کانزاکی درباره ی رازی نهفته در بدنش گفته میشود.مثل اینکه کلید حل معما در نقطه ی اغازین یعنی مرکز "فروپاشی" است.هنگامی که یک دختر و پسر,که اینده ی انسان ها به ان ها وابسته است ملاقات میکنند,حقیقت تازه چیست؟
"پروانه ستاره ای" که جنگجوی کهکشان است برای زندگی با خانواده "دیاز" وارد زمین می شود. او همچنان برای محافظت از چوب جادویی پرقدرتی که او را متحیر کرده به نبرد علیه خائنین در سراسر جهان و دبیرستان ادامه می دهد...