در زمان حکومت استعماری ژاپن ، یک شاهزاده به نام Deokhye ( سون یه جین ) که آخرین شاهزاده ی خان کره ای بود و با شرایط سخت دوران در حفظ امید مردم در تلاش بود تا زمانی که به عنوان گروگان گرفته شد . جانگ هان ( پارک هائه ایل ) یک جنگنده ی استقلالی بود که ماموریت خود را با آوردن شاهزاده به کره ی جنوبی شروع میکند..
دایون با پدر مجردش زندگی شادی دارد.اما با این حال، رابطه آنها در شرف تغییر غیرمنتظره است زیرا او مشکوک می شود که پدرش ممکن است یک آدم ربای هیولا باشد...
داستان فیلم درباره ی دختریه به نام یوری (با بازی سون یه جین) که در دوران دبیرستان طی تصادفی که دوستش میمیره نیروی عجیبی به دست میاره و توانایی دیدن ارواح رو پیدا می کنه از جمله روح کینه توز دوست صمیمیش که توی تصادف کشته شده است. این توانایی باعث میشه که گاهی ارواح اذیتش کنن و باعث گوشه گیری یوری میشه تا جایی که به دور از خونواده اش در چادری توی اتاق خوابش زندگی کنه.اما با یه شعبده باز معروف به نام جو گو (با بازی لی مین کی) آشنا میشه که سعی می کنه تا دلیل این اذیت و آزار رو کشف کنه این آشنایی به علاقه ی دو طرفه منجر میشه اما روح دوست کیتنه توز این وسط اذیتشون می کنه که صحنه های جالب و جذابی رو ایجاد می کنه و …
سی یونگ در حالی که نامزد سونگ جو است، میهو، سایه میاندازد، چیزهای مشکوک زیادی در مورد گذشته میهو میفهمد و فردی را میشناسد که همیشه در اطراف میهو بوده است....
داستان در مورد دو فرد است که در روابط عاشقانه مهارت زیادی دارند و به نوعی بازیگران این عرصه محسوب میشوند. اما با رویارویی با یکدیگر، یک رقابت یا بازی جدید شکل میگیرد.
این سو و سئو یونگ دو همسر متقلب همدیگر را در بیمارستان ملاقات می کنند که در یک تصادف ماشین زخمی شده اند. آنها با هم رابطه ای برقرار می کنند تا درد خود را فراموش کنند. اما آیا این رابطه می تواند به عشق تبدیل شود؟...
دوست خجالتی "جی-هائه" در بیان احساسش نسبت به پسری که دوست دارد دچار مشکل است به همین دلیل از او می خواهد به نام او ایمیلی ارسال کرده و همه چیز را توضیح دهد.در حالیکه پسر عاشق کلمات او می شود،"جی-هائه" متوجه می شود که داستان عاشقانه مادرش نیز بسیار شبیه به وضعیت اوست...
یک مذاکره کننده وارد بحرانی علیه گروگان گیری خون سرد می شود. او باید در طی 21 ساعت تلاش کند تا رفتار غیر معمول خود را کنار بگذارد و گروگان گیری را مجبور کند تا انگیزه هایش را نشان دهد...
وو جین (So Ji Sub) پس از مرگ همسرش سو اِ (Son Ye jin) از پسرش جی هو مراقبت می کند. همسرش پیش از مرگ یک قول غیر باور به وو جین می دهد که یک سال بعد در روز بارانی برگردد! یک سال بعد، به طرز خیلی عجیبی دوباره ظاهر می شود، اما او هیچ چیز را به یاد نمی آورد…
یو ایون هو با بازی سون یه جین و لی دونگ جین با بازی کام وو سونگ زن و شوهری هستند که از هم طلاق گرفتند و جدا زندگی می کنند ولی بدلایل مختلف مثل رفتن به مراسم سالگرد ازدواج در هتلی مخصوص و … بارها و بارها همدیگر رو ملاقات می کنند لی دونگ جین قصد داره که دختر دیگری رو ملاقات کنه و تجربه جدیدی رو شروع کنه.آیا عشق اونقدر قوی هست و باعث می شه این زن و شوهر دوباره به هم برگردند.
اوه ته سوک (جی جین هی) سرپرست بخش خبری ای در رابطه با اخبار اجتماعیه و کسیه که هرگز تا زمانی که حقیقت به طور کامل آشکار نشده تسلیم نمی شه حتی به قیمت اخراج شدن پدرش که عضوی از پارلمان ملیه . اون در باور ها و عقایدش شریکی به نام سه وو جین پیدا می کنه که همکار جوون تر و به نوعی شاگردش محسوب می شه و البته علاوه بر رابطه کاری بین اونها احترام و علاقه مضاعفی هم ایجاد می شه . اونها با هم راه طولانی ای رو با ماجراهای گوناگون پشت سر می ذارن تا بی عدالتی های جامعه و ارتباطات فاسد بین دولت وشرکت های سرما یه گذاری رو آشکار کنن و در این حین ...
هیو دونگ (جونگ جوون) پسر صاحب رستوران چینی که با همه درگیره، عاشق هی ئه (سون یه جین) ، دختر یک رقیب بی رحم که برای از بین بردن رستوران پدر هیو دونگ تلاش میکنه. هیو دونگ و هی ئه در کلاس پخت و پز شرکت میکنند و...
یون جین آه یه زن مجرد سی ساله است. اون به عنوان سرپرست در یک شرکت قهوه کار می کنه.اون آدم بی خیالیه اما از درون احساس تهی بودن می کنه. سئو جون هی برادر کوچیکتر بهترین دوستش سئوکیونگ سانه. بعد از تموم کردن کارش در خارج ازکشور به کره برگشته.برای یون جین آه اگرچه اون فقط یه بچه به نظر می رسید، اما حالا براش آدم متفاوتیه.
این سریال درباره رییس شرکتی به نام چون جینهو است (لی مین هو ) که به ورشکستگی خورده و برای جبران این کار ، مجبور است پروژه بزرگی را به دست گیرد . این پروژه ، طرح گرفتن از خانه ای قدیمی به نام سانگوجه است که دختر شلخته ی سن بالایی به نام پارک گه این (سون یه جین ) در آن زندگی می کند . جینهو که فرد وسواسی و تمیزی است مجبور است به سانگوجه اسباب کشی کند و شلختگی و نامرتبی و رفتارهای زشت این زن را تحمل کند. دو گانگی این دو شخصیت باعث بروز صحنه های خنده دار و جالبی می شود .