دایون با پدر مجردش زندگی شادی دارد.اما با این حال، رابطه آنها در شرف تغییر غیرمنتظره است زیرا او مشکوک می شود که پدرش ممکن است یک آدم ربای هیولا باشد...
یک مدیر مراسم تشییع جنازه با مردی ملاقات می کند که از جوانی با بیماری لو گریگ مبارزه کرده است. این دو عاشق می شوند و به درمانی که می تواند او را زنده نگه دارد ، امیدوار هستند...