یک مدیر مراسم تشییع جنازه با مردی ملاقات می کند که از جوانی با بیماری لو گریگ مبارزه کرده است. این دو عاشق می شوند و به درمانی که می تواند او را زنده نگه دارد ، امیدوار هستند...
پروفسور کیم، احتمال وقوع یک سونامی بسیار قوی در Haeundae، منطقه ای تفریحی محبوب واقع در ساحل جنوبی کُره را پیش بینی می کند. او تمام تلاش خود را می کند تا به مقامات و گرداشگران هشدار دهد…
در یکی از دانشگاه های کره جنوبی اکثر دانشجویان مشغول گذراندن اوقات خوش هستند. یک پسر 28 ساله و دوستان شاخ او همیشه در موقعیت های خنده دار قرار می گیرند. او یک دختر بسیار جوانتر و زیبا را دوست دارد اما دختر از شخص دیگری خوشش می آید...
یک دبیر فقیر و کره ای که با دوست پسر خود به هم زده اند ، بنابراین او با یک راننده خوش تیپ "تصادف" می کند. او اصرار دارد 3 میلیون وون / 3000 دلار خسارت بدهد.که باید بیش از 100 روز کار کند...
لی سو جونگ که به عنوان راهنمای تور از خود و برادر بزرگترش حمایت می کند. هنگامی که او به عنوان راهنمای تور برای یک سه نفر غیر معمول استخدام می شود، زندگی او برای همیشه تغییر می کند...
در مورد پزشکانی است که در کشتی بیمارستانی کار می کنند که امکانات بهداشتی رایگان را برای جزایر مختلف دورافتاده در کره فراهم می کند. داستان حول محور دکتر کواک هیون میچرخد که در حال حاضر در کشتی بیمارستان کار میکند و جراح سونگ یون جائه که به خاطر اجرای وار معروف است.
این درام مربوط به کره ی جنوبی مدرن می باشد که به صورت مشروطه یعنی حاکمیت شاه و داشتن قانون اساسی اداره می شود. لی جه ها (لی سونگ گی) ولیعهدی خوش تیپ و مادی گراست که کاری به امور سیاسی ندارد و به اجبار درگیر رقابتهای woc (رقابتهای دوستانه ارتش های دنیا) میشود. رقابتهایی که دو کشور کره به دلیل عدم یکپارچه بودن اجازه شرکت در آن را نداشته اند. بنابراین تصمیم میگیرند که بدور از تنشهای بینابین و دخالت سایر کشورها تیمی مشترک را به این رقابتها اعزام نمایند. لی جه ها در حین تمرینات تیم عاشق کیم هانگ آه (ها جی ون) مامور ویژه نیروهای کره شمالی میشود …
این درام داستانی در مورد “کیم جو وون” (هیون بین) یه فرد متکبر و خیره سره که تصویری از مرد بی عیب و نقص رو به نمایش میزاره و “گیل را ایم” (ها جی وون) زن بدلکار بیچاره و فروتنی که زیبایی و هیکلش باعث حسادت بازیگران درجه یکه. در ملاقات تصادفی اون ها که “جو وون” ، “را ایم” رو با بازیگر “چائه رین” اشتباه میگیره .اغازی میشه برای ناراحتی ، بگو مگوی دوستانه ، و در وسطش “جو وون” سعی میکنه که رشد احساسش رو از “را ایم” که هیچ سنخیتی با هم ندارن رو مخفی کنه . با درهم پیچیده شدن مسائل دیگر ، یه فصل پیچیده ی دیگر با معاوضه ی جسماشون شروع میشه...
لی کانگ در یک شهر ساحلی کوچک بزرگ شده و آرزو داشته که یک آشپز ماهر شود، اما حالا او یک جراح مغز و اعصاب است. او به ظاهر فردی دلسرد است اما در حقیقت او شخصتی خون گرم دارد. وقتی که مون چا یانگ بچه بود لی کانگ رو در یک شهر ساحلی کوچک ملاقات میکنه. لی کانگ برای او آشپزی میکنه. این خاطره به یکی از شادترین خاطرات مون چا تبدیل میشه که باعث میشه او یک آشپز بشه. این دو نفر دوباره بعد از سال ها همدیگر رو ملاقات میکنند و…