یک شاعر چهل ساله در حالی که به تخت بیمارستان دستبند زده شده از خواب بیدار میشود. او که به قتل مادرش متهم شده، ادعا میکند که این کار از روی عشق بوده است: نقشهای برای کمک به مرگ مادرش و پایان دادن به زندگی خودش به طور همزمان.
داستان این فیلم از آنجایی شروع میشود که در یک عملیات مقدار زیادی از محمولهی مورد نظر ربوده میشود و واردکنندهها نیز همگی کشته میشوند. در این میان مدیرعامل یک کمپانی دو نفر از افراد حرفهای خود را برای تحقیق دربارهی این اتفاق و محل نگهداری محموله میفرستند. اما در این میان اتفاقات زیادی رخ میدهد و…
در سال 1971، چهار زن از هنجارهای فوق محافظه کارانه سرپیچی کردند و به اولین نیروی پلیس زن مکزیک پیوستند - اما متوجه شدند که این یک ترفند تبلیغاتی برای منحرف کردن رسانه ها از یک قاتل زنجیره ای است. با افزایش تعداد اجساد، آنها پیمان می بندند تا قاتل را به دست عدالت بسپارند.
دو فرد مسلح و کلاهدار هواپیما را می ربایند و تهدید می کنند که پرواز 601 را منفجر می کنند مگر اینکه دولت کلمبیا 50 زندانی سیاسی را آزاد کند و به آنها باج گزافی را به صورت نقدی بپردازد.
لوپه یک دختر مکزیکی است که با اطلاع از مرگ پدرش، ال فاراون، زندگی اش تغییر پیدا می کند. لوپه تصمیم می گیرد زادگاهش مکزیک را ترک کند تا برای شرکت در مراسم خاکسپاری به کارتاخنا برود...
این سریال بر اساس زندگی "پابلو امیلیو اسکوبار گاویریا" یکی از مخوفترین جنایتکاران جهان ساخته شده است که در طول عمر خود بهیکی از بزرگترین و ثروتمندترین قاچاقچیان کوکایین در جهان تبدیل شد.