فیلم که بر اساس کتابی به قلم کارگردان ساخته شده داستان نویسنده ای را دنبال میکند که بتازگی همسر خود را در یک تصادف از دست داده و با وجود غم و اندوه، از فرزندان مردی کارگر که او نیز همسرش را در همان حادثه از دست داده، مراقبت می کند...
تاماکو از دانشگاهی در توکیو فارغالتحصیل شد، اما حالا پیش پدرش در کوفو زندگی میکند. تاماکو نه به پدرش کمکی میکند و نه سعی میکند کاری پیدا کند. او تمام وقتش را صرف خوردن و خوابیدن در طول چهار فصل سال میکند.
پس از اینکه پدر کنجی یاماموتو در اثر استفاده از یک مادهی مخدر میمیرد، او دچار غم و اندوه میشود. بعد از مدتی کنجی به یک کارتل جنایتکار میپیوندد و در آنجا با رئیس باند هیروشی شیباساکی ملاقات میکند. هیروشی با کنجی ارتباط برقرار می کند و همچون پدر و پسر به یکدیگر وابسته میشوند، اما...