هیکاپ حالا در سنین نوجوانی است. او و دوست اژدهایش، بیدندان همیشه با هم هستند. آنها در آسمان پرواز میکنند، در مناطق ناشناخته میگردند و دنیاهای جدید را کاوش میکنند. یکی از ماجراهای این دو به کشف یک غار یخی مخفی میانجامد که خانه صدها اژدهای وحشی است. هیکاپ و بیدندان برای حفظ صلح درگیر یک نبرد میشوند….
مدت ها پیش در شمال جزیره ی بِرک، وایکینگ جوانی به نام هیکاپ (سکسکه) به جنگی که بین شهرش و اژدهاهایی که دائماً به شهرش حمله می کردند می پیوست اگرچه پدرش استویک بزرگ ( کدخدای دهکده) به آن کوچولوی بی تجربه اجازه ی این کار را نمی داد، با این حال هیکاپ با اختراع خود به جنگ با اژدهای خشم شب رفت و آن را شکار کرد اما او هرچه کرد نتوانست اژدها را بکشد...
یک کمدی درباره یک ستاره سابق پاپ دهه 80 (کریگ فرگوسن) که مارپیچ رو به پایین متوقف میشود وقتی متوجه میشود که یک دختر نوجوان (کلیچ شارلوت) دارد که محصول یک رابطه عاشقانه آخر هفته است...