داستان فیلم در آینده ای نامعلوم اتفاق می افتد. یک پسر به قتل پسری دیگر در زندانی مخصوص جوانان اعتراف می کند. دو کارآگاه تلاش می کنند تا راز پرونده را آشکار کنند و...
یکی از افراد یاکوزا که فردی سادیستی-مازوخیستی بنام «کاکیهارا» است، به دنبال رئیس گم شده اش می گردد، که در این بین به قاتلی روانی بنام «ایچی» بر می خورد و …
گروهی از دانشآموزان دبیرستانی توکیو در حالی که در محیطی بسیار خشن زندگی میکنند، با مشکلات بزرگ شدن، جدا شدن از دوستان و نگرانی در مورد آینده خود مواجه میشوند...
مرد جوانی صبح از قطار پیاده می شود و بی هدف در مناطق تجاری پرسه می زند. او با چند گانگستر یاکوزا که آنها را تحقیر می کند برخورد می کند و به کشتار می رود، اما خیلی زود با یک باند درگیر می شود...
دختری یک تفنگ دستی قدیمی را در اتاق زیر شیروانی خود پیدا میکند و این شی نمادین صحنهای عرفانی از تجمع ساموراییها در مکان پوشیدهشده از خزه معبد کاسوسان در استان توچیگی را تداعی میکند...
کیک یونشینین، در جستجوی کار و موقعیت دائمی مرتکب قتل میشود، و به گروه موج سیاه می گوید که فرقه مذهبی برای نابودی آنها تلاش می کند. به این ترتیب او برای مدتی قسر در می رود اما خیلی زود دستگیر می شود. با توجه به اینکه حکم اعدام صادر شده و مرگ نزدیک هست باید راه را حلی پیدا کند و...