روبی کارتر ملکه زیبایی کلوپ های شبانه آمریکا برای کار خود از سنت لوئیس به نیواورلئان می رود (که به سبک وسترن) است. او بیشتر برای فرار از شر یک بوکسور حرفه ای به نام تایگر کید این کار را می کند و بعد به خاطر جذابیتش در "کلاب سنسیشن" (کلاب احساس) که توسط آس رامونا اداره می شود استحدام می شود. او به سرعت زن مشهور شهر و دارایی آس می شود. تا یگر کید بی خبر از وجود روبی برای یک مسابقه به شهر می آید و...
مسافران یک درشکه و تعدادی تبهکار که در حال عبور از قلمرو سرخپوستان هستند، برای نجات جان خود، مجبور میشوند با هم متحد شده و در برابر سرخپوستان آپاچی مقاومت کنند.
دو فروشنده ی بادام زمینی با رئیسشان به مشکل بر می خورد و برای فرار از او در قطاری مخفی می شوند که به سمت غرب حرکت می کند. آن ها در مزرعه ای به عنوان کابوی مشغول کار می شوند اما هیچ یک از آن ها نه درباره ی کابوی ها و نه درباره ی اسب ها هیچ اطلاعاتی ندارد...
وولورین کید مردی را میکشد و انگار استیو هاوارد این کار را کرده است. اما پدر استیو گلوله را به عنوان گلولهای که از اسلحهی متعلق به کید آمده است، شناسایی میکند. کید و استیو هر کدام یکی از تفنگهای دستهی عاج دارند که سالها قبل زمانی که پدرانشان با هم نزاع داشتند، استفاده شده بود. استیو برای گرفتن کید، توسط مردان او دستگیر میشود...
"نورما بیسنت" دختر یک پزشک غربی با پسران زیادی رابطه دارد.او به "مایکل جفری" علاقه مند می شود،مردی بی دست و پا اما محترم.وقتی او پس از مدتی غیبت بازمی گردد همه چیز به هم می ریزد و...
یک دختر جوان که ظاهراً دختری ساده است، اما در واقع دختر خوبی است، و یک زن فاسد که خود را به عنوان دختری ساده جا می زند، هر دو برای دست یک میلیونر رقابت می کنند...