وقتی آثی ۱۹ ساله و خانوادهاش، به عنوان اولین کشاورزان تاریخ، به جایی که اکنون به عنوان دانمارک شناخته میشود، میرسند، خانوادهاش توسط یک قبیله محلی شکارچی-گردآورنده کشته میشوند. آثی و برادرش برای زنده ماندن مجبور میشوند با قبیله زندگی کنند.
خانواده گیوری مورر در آستانه رفتن به تعطیلات هستند، اما به جای چهار گذرنامه، فقط سه گذرنامه به دستشان میرسد. آنها به جای اینکه با یک ماشین آلمانی و مدارک همراهش به غرب بروند، گردشگرانی خواهند بود که از غرب میآیند.
در مجارستان کمونیستی در سال 1985، گری مشتاق است اولین سال تحصیل خود را در کالج آغاز کند. اما برنامههای او زمانی مختل میشود که امنیت دولتی او را به جاسوسی متهم می کند.