اسپانیا، سال 1921، یک نظامی سابق که حالا به عنوان پلیس کار میکند از مادرید به بارسلونا فرستاده می شود تا مقدار قابل توجهی از تسلیحات نظامی که از قطار و ظاهرا توسط آنارشیست های انقلابی به سرقت رفته است را پیدا کند...
جسدی سوخته بر فراز یکی از بناهای نمادین گائودی در بارسلونا پیدا میشود. بازرس تعلیق شده پلیس، میلو مالارت، دوباره به کار باز میگردد و با معاون بازرس ربکا گارییدو همکاری میکند تا این جنایت مرموز را حل کنند.
خوآکین مانچادو با قاطعیت تمام بر امپراطوری مواد مخدر خود در بندر بارسلونا فرمانروایی میکند. اما با ورود یک محموله جدید، اوضاع به هم میریزد و هم تجارت او و هم خانوادهاش در معرض خطر قرار میگیرند.