ماچیک از پدرش برای رفتن به یک قرار ملاقات پول میخواهد. پدرش که ثروت خود را از راههای پرماجرا به دست آورده، انتظارات بالایی دارد و قصد دارد ببیند که آیا پسرش جسارت و میل به خطر کردن را از او به ارث برده است یا نه.
جاگنا، زنی جوان و مصمم، در روستای لهستانی اواخر قرن نوزدهم، در تلاش است تا زندگی مستقلی برای خود بسازد. این روستا، جامعهای بسته و مردسالار است که با شایعات و اختلافات مداوم، آکنده از تنش است...
"آنیا" از یک دبیرستان معتبر در ورشو فارغ التحصیل می شود و در لندن وارد پزشکی می شود . او به عنوان مربی بادبادک سواری در کنار دریا کار می کند و به لطف آن کسب درآمد و اشتیاق را با هم ترکیب می کند...
پنج دوست در یک جشن مجردی دیوانه وار یکی از آنها شرکت می کنند. در همین حال عروس و دوستان زنش با رقصنده های مرد اوقات خوشی را سپری می کنند.این مهمانیها به طور کامل وحشی و خارج از کنترل میشوند...
"توماس چادا" آدمی خوش قلب و خوب، که استعداد خوبی در موسیقی داشت، که این امر باعث شد او به رپری مشهور در لهستان تبدیل شود. این داستان نشان می دهد که چگونه او در روزهای غرور و سمستی به مرحله خودکشی رسید ...
ترس، خشم، غم، شادی، انزجار، حسادت، شرمساری. "آداس میگوینسکی" به دوران کودکی خود بازگشته است، زمانی که - مانند بسیاری از ما - با درک احساساتش مشکل داشت و...