پس دقیقاً چه اتفاقی میافتد وقتی هاچیمان هیکیگایا، یک دانشآموز دبیرستانی منزوی که هیچ دوستی ندارد، به دوست پیدا کردن علاقهای ندارد و باور دارد که تجربههای دبیرستانی عالی که همه معمولاً دربارهشان حرف میزنند، یا وهم هستند یا دروغ محض، توسط یک عضو خیر هیئت علمی مجبور میشود به باشگاه “خدمات داوطلبانه” که فقط یک عضو دارد، یعنی یوکینو یوکینوشیتا، بپیوندد؟ یوکینو کسی است که باهوش و جذاب است و به طور کلی فکر میکند که همه در مدرسهاش از او پایینتر هستند.
داستان انیمه دربارهٔ ماجراجو «پیتر گریل»، قویترین مرد دنیاست. پیتر دوست دختری به نام لوویلیا داره که میخواد بقیهٔ زندگیش رو در کنار اون بگذرونه؛ ولی لوویلیا هنوز فکر میکنه تنها راه بچهدار شدن، درخواست کردن از لکلک هاست و تو دو سالی که از شروع رابطشون میگذره پیتر و لوویلیا هنوز با گرفتن دست همدیگه از خجالت سرخ میشن. در همین حال زنهای دیگهای از جمله دو دیو دوقلو و یه الف میخوان با پیتر رابطه داشته باشن و ازش بچهدار شن. پیتر باید سعی کنه از این موانع و اغوا ها عبور کنه تا بتونه به لوویلیا وفادار بمونه.
«جوری» و خانواده ش برای نجات برادر و برادرزاده خود از دست دزدان از وِردی مخفی که پدربزرگشان برای آنها به ارث گذاشته است استفاده می کنند؛ این ورد باعث توقف زمان می شود و آنها به سراغ دزدان می روند اما بعد از رسیدن به مقر دزدان متوجه می شوند که افراد دیگری نیز می توانند در حالت توقف زمان دنیا آزادانه حرکت کنند. حالا با وجود موجودات عجیب و غریب و کسانی که در این حالت توانایی حرکت دارند آنها به دنبال برگشت به دنیای عادی و زندگی روزمره می باشند.
Senou Natsuru یک پسر معمولی دبیرستانی است. یک روز صبح او از خواب بیدار میشود و متوجه که به یک دختر تبدیل میشود. یک عروسک به شکل ببر و با نام Harakiri Tora جان میگیرد شروع میکند با او حرف زدن و به او میگوید که او بعنوان یک Kampfer انتخاب شده است و اینکه هدف Kampfer ها این است که با دیگرKampfer ها با اسلحه، شمشیر و یا جادو مبارزه کنند. اما چند نکته وجود دارد : شما نمیتوانید انتخاب کنید که میخواهید یک Kampfer باشید یا نه، و اینکه باید بدن یک دختر را داشته باشید تا بتوانید از قدرتتان استفاده کنید.
دخترهای 9 سانتی متری ای به نام هاکومی و میکوچی در جنگل زندگی میکنند. در یک خانه در یک درخت زندگی کردن، حشره و پرنده راندن و ریختن برگ های درختان زندگی این دخترکوچولوهاست. دنبال کردن زندگی های این دخترهای کوچیک ولی دوست داشتنی جذابیت خودشو داره.
میچیرو آماتسوکی 20 ساله به خاطر تغییر شغلش به توکیو نقل مکان کرده. اون تصمیم میگیره که در یک خانه مشترک زنانه به نام "خانه هارونو استلا" زندگی کنه که در افرادی در سنین و اهداف مختلف زندگی میکنن. اونجا وقتی که از الکل و گوشتای خوشمزه پر باشه خیلی خوش میگذره!!!
"کاروتا" یک بازی کارتیه که در اون شرکت کننده ها باید با به خاطر سپردن شعرهای نوشته شده روی کارتها، با سرعت زیاد و با عکس العمل مناسب، کارت مورد نظر رو بردارند. در نتیجه علاوه بر حافظه ی قوی، انعطاف بدنی هم نقش موثری در این بازی داره.بزرگترین رویای دختری به اسم “چیهایا” اینه که روزی خواهر بزرگترش رو به عنوان بهترین مدل ژاپن ببینه. اما یک روز پسری به اسم “آراتا” به اون میگه که، رویای هر فرد باید برای خودش باشه و هر کس برای رسیدن به رویای خودش باید تلاش کنه. “چیهایا” که از انعطاف بدنی خوبی برخورداره، متوجه میشه که به بازی “کاروتا” علاقه پیدا کرده و به همراه “آراتا” و دوست قدیمیش “تایچی” سعی میکنه توی این بازی پیشرفت کنه.