نبرد نهایی علیه موزان کیبوتسوجی آغاز شده است. سپاه شیطان کش، از جمله تانجیرو، نزوکو و هاشیرا، به قلعه بینهایت کشانده شدهاند و در آنجا باید با شیاطین رده بالای بسیار قدرتمندی مقابله کنند. این نبردی سرنوشتساز و بیامان است.
مومونگا، که اکنون به عنوان پادشاه جادوگر اینس اوال گاون شناخته میشود، با گردآوری پادشاهی جادوگر و ارتش عظیم مردگان خود، به اتحاد با پادشاهی مقدس و تئوکراسی سلین پیوست تا در نبردی سخت، امپراتور شیطان جالدابائوت را شکست دهند. این انیمه سینمایی بخش حذف شده از فصل چهار را پوشش خواهد داد.
پس از دریافت دستور جانشینی در عملیات استریکس، لوید تصمیم میگیرد با تهیه غذای مورد علاقه مدیر مدرسه، به آنیا در برنده شدن رقابت آشپزی در آکادمی عدن کمک کند تا از جانشینی خود جلوگیری کند...
داستان حول محور مسابقه "جام رقص ژاپن" میچرخد، جایی که شخصیت اصلی داستان، هینانو هوشیکیتا و دوستانش به عنوان پرنسسهای کهکشان در آن شرکت خواهند کرد. آنها با تیم قهرمان چهار دوره مسابقات، ایله دنج، رقابت خواهند کرد.
کاترینا و دوستانش با شاهزاده جوانی روبرو میشوند که فقط کاترینا میداند او قهرمانی از یک بازی ویدیویی با آیندهای شوم است. آیا او میتواند او را نجات دهد؟
دور یکچهارم نهایی جام پیست مداوم زمستانی حسابی داغ شده و هر مدرسهای داره با تمام توانش میجنگه. چیزی که با یه درگیری شدید رفتوبرگشتی بین آکادمی دخترانه اوآرای (Ooarai Girls Academy) و آکادمی چیهاتان (Chi-Ha-Tan Academy) شروع شد، حالا تبدیل شده به یه نبرد ۱۲ ساعته تو جنگل که هیچکدوم برتری ندارن و تقریباً همه خستهن و رو لبهان. با این حال، میهو نیشیزومی (Miho Nishizumi) و همتیمیهاش تا صبح به مبارزه ادامه میدن و امیدوارن قبل از رقیباشون ضربه نهایی رو بزنن. در همین حین، آکادمی دخترانه کوروموریمینه – که حالا اریکا ایتسومی (Erika Itsumi) هدایتش رو دست گرفته – تو بازی با دبیرستان پراودا (Pravda High School) داره زور میزنه. اریکا با جدی گرفتن نصیحتهای ماهو نیشیزومی (Maho Nishizumi)، از تاکتیکهای خشک و سنتی کوروموریمینه رها میشه و اوضاع رو به نفع خودش برمیگردونه. همزمان، کالج دخترانه سنت گلوریانا (St. Gloriana Girls College) روبهروی دبیرستان آنزیو (Anzio High School) قرار گرفته، در حالی که دبیرستان دانشگاهی ساندرز (Saunders University High School) با تیم سرسخت و غافلگیرکننده دبیرستان ادامه (Continuation High School) و تیرانداز مرموزش ژوکو (Jouko) دستوپنجه نرم میکنه. با فقط چهار سهمیه نیمهنهایی در راه، بچههای هر تیم باید جونانه بجنگن تا بمونن و به دور بعد صعود کنن!
میو احساساتی نسبت به دوست دوران بچگیش آراتا داره، ولی نمیتونه بیانش کنه. یه روز که مثل همیشه رابطه عادیشون برقرار بود سر یه چیز ساده بحثشون میشه. وقتی آبا از آسیاب میفته، میو میو تو بارون میره تا از دل آراتا در بیاره. توی راه تصادف میکنه. وقتی چشاشو باز میکنه، یه دنیای اسرار آمیز و ناشناس جلوی چشاش میبینه.
در حالی که گروه کنسرت دبیرستان کیتاوجی برای مسابقات ملی آماده می شوند ، پاییز در راه است و خدمه اخبار نگران کننده ای مبنی بر ترک آسوکا تاناکا ، نایب رئیس باشگاه و یکی از بازیکنان حیاتی افونیوم گروه را می شنوند....
"چار" با یک دختر عجیب و غریب ملاقات میکند و باعث پیشرفت غیر منتظره او در جنگ می شود ، "دگوین" نیز با معاون "ادمیرال رویل" وارد یک مذاکره میشود تا تمام دارایی های فدراسیون و خروج کامل نیروهای فدراسیون از Side 3 برای جلوگیری از وقوع حوادث انجام گردد...
داستان در مورد دو شخصیت به نامهای چار و تم ری روایت میشود. چار که به دلیل شورش از آکادمی نظامی اخراج شده، جان زنی به نام لالا را نجات میدهد. در همین حین، تم ری به دلیل شنیدن خبر فرار احتمالی دکتر مینوفسکی از یک سازمان به نام زئون، به ماه سفر میکند.
کورونو در همین حین که با هیولاهای مهاجم مبارزه میکند، دوستش ریکا را نیز نجات میدهد، اما خودش زمان مبارزه با رهبر آنها کُشته میشود. ریکا و هم تیمی های بازمانده اش به پایگاه منتقل میشوند تا...
داستان حولِ محور دختری با اختلالات شنوایی "نیشیمیا شوگو" می باشد ، ماجرا از زمانی آغاز می شود که او به کِلاس جدیدی منتقل می شود و با پسری همچون خود " ایشیدا شویا" آشنا می شود و ...
کونون، مرد جوانی که نمیتواند ببیند، هدفش ایجاد چشمهای جدید با جادوی آب است. کونون تنها پس از پنج ماه یادگیری جادوگری، از مربی خود پیشی گرفت و استعداد خود را در تلاش برای انجام شاهکاری که قبلاً هرگز انجام نشده بود، پرورش داد. فانتزی درباره یک مرد جوان، یک نابغه نابینا، که از طریق کنجکاوی در جستجوی جادو، جهان را میگشاید، در شرف آغاز است.
چو سوران، دانشجوی معمولی دانشگاه، در حین بازدید از آرامگاه پدربزرگش در یک روستای کوچک، با اتفاقی هولناک روبرو میشود. افسر سونگ به او خبر میدهد که دختری خود را خواهر ناتنی او معرفی کرده است. ناگهان، در گورستان، مورد حمله زامبیها قرار میگیرد، اما دختری مرموز با چاقو و قصابی او را نجات میدهد. این برخورد، زندگی سوران را دگرگون میکند. او به اجبار به شرکت هوهو میپیوندد و clan های متعددی به دنبال او هستند و مدعیاند که او وارث سبک Ketaigen، قدرتی که احتمالاً توسط پدربزرگش به کار میرفته، است. سوران از این ماجراها سر در نمیآورد.
اوتاگه کینوشیتا دختری دبیرستانی است که بهصورت پارهوقت بهعنوان نظافتچی کار میکند. او زندگیاش را وقف آیدول محبوبش، تامون فوکوهارا از گروه F/ACE کرده است.
اما یک روز، اوتاگه بهطور اتفاقی برای کار به خانهی خودِ تامون فرستاده میشود! آنجا متوجه میشود که تامون در خارج از صحنه، هیچ شباهتی به شخصیت پرهیجان و جسورش بهعنوان یک آیدول ندارد. او در واقع پسری افسرده، درونگرا و بدون اعتمادبهنفس است. با این حال، اوتاگه باز هم کمکم عاشق او میشود.
Nana Futami، مانگاکای تازهکار، در یک دفتر نشر پر از شخصیتهای عجیب و دوستداشتنی کار میکند. با حمایت ویراستار و دستیارش، او تلاش میکند تا مانگای شوجوی موفقی خلق کند. اما خیالپردازیهای شدیدش باعث بروز موقعیتهای طنزآمیز و احساسی در محیط کار میشود. این انیمه نگاهی گرم و انسانی به دنیای خلق مانگا دارد.
یک جاسوس برای انجام یک ماموریت مخفی، ازدواج می کند و یتیمی را به فرزندی می پذیرد. همسر و دختر او نیز اسرار خود را دارند و هر سه نفر باید برای حفظ خانواده خود تلاش کنند.
یک روز، گزینه ی مرموزی آشکار میشود که زمانی که روی آن کلیک شود، آدم را به دنیای ثانوی دیگری میفرستد. کاراکتر های مختلف از دنیاهای مختلف دور هم جمع میشوند… (کونوسوبا، ری زیرو، اورلورد و …)
تو دنیایی که مهارتها و کلاس یه آدم، آیندهش رو تعیین میکنه... بچهها وقتی ده سالشون میشه، یه مراسم برکترو میگذرونن و یه کلاس بهشون داده میشه. آرل (Arel)، پسر «شاهزاده شمشیر» فرح (Farah) و «پادشاه جادو» لئون (Leon)، ولی برکت نمیگیره و بهش میگن «بیکلاس». حالا باید بدون هیچ مهارتی، راه خودش رو پیدا کنه.
در دوران ادو، جینتا جوان و خواهرش باید از خانه خود فرار کنند و به روستایی کوهستانی پناه ببرند. سالها بعد، جینتا تبدیل به یک شمشیرزن ماهر شد که قسم خورده است که از کشیش زیارتگاه روستا محافظت کند. جینتا که متهم به کشتن شیطانی است که حرم را تهدید می کند، با موجود بدخواه در جنگل روبرو می شود تا حقیقتی تکان دهنده را بیاموزد. دیو از وقایع صد و هفتاد سال بعد صحبت می کند، زمانی که جینتا باید در آینده با شیطان مقابله کند. بدین ترتیب یک سفر فانتزی حماسی آغاز می شود که دوره های متعددی را در بر می گیرد زیرا جینتا در طول زمان یک شیطان را شکار می کند و باید با طبیعت تاریک خود کنار بیاید.
میرا (MIRU)، یه ربات بدون سلاح که تو یه آینده خیلی دور به دنیا اومده، تو زمان سفر میکنه تا به آدمای دورههای مختلف کمک کنه. میرا با آدمای جورواجور از زمانها و مکانهای مختلف روبهرو میشه، آدمایی که با وجود مشکلاتشون، با اراده زندگی میکنن. از طریق دیدار با میرا، این آدما قدمهای کوچیک ولی مهمی به جلو برمیدارن. این قدمها، مثل «اثر پروانهای»، موجهای تغییر درست میکنن و به سمت یه آینده بهتر پیش میرن.
در یک روز بارانی، فوجی (Fuji) با موجودی دوستداشتنی که خود را به شکل سگ درآورده و چتری به همراه کارتی با نوشته «لطفاً منو ببر خونه» در دست دارد، ملاقات میکند و نمیتواند در برابرش مقاومت کند. با جذابیت عجیب و رفتارهای اسرارآمیز این موجود سگمانند، زندگی مشترکشان به ماجراجوییای دلانگیز و پر از دوستی و لحظههای مشترک در فصلهای مختلف تبدیل میشود.
آنها در رویایی به سر میبرند! رویای روزی که در آسمان بزرگ پر میگشایند. در آیندهای دور وقتیکه خشکیها ازبین رفتهاند، آدمی در شهر متحرکی به نام "پِلَنتِیشن" سکنا گزیده و خلبان(پایلوت)هایی در قسمتی از آن به نام "میستیلتین" یا "قفس پرنده" بوجود آوردهاند. بچههایی که در این قفس گیر افتادهاند، هیچگاه رنگ آسمان نمیبینند و مجبور هستند برای ارتقای خود مبارزاتی بوسیلهی رباتهایی جنگی به نام FranXX با موجوداتی عجیب به نام "کیوریو" (دایناسور) انجام دهند. این مبارزهها ضامن حیات این بچهها خواهد بود. پسرک قصهی ما "هیرو" که با لقب "کد016" شناخته میشود دارای مشکلاتی هست که موجب نادیده گرفته شدن او میشود، به همین خاطر وجودش غیرضروری شمرده میشود. چرا که عدم توانایی در راندن "فرانکس" مساوی با از دست دادن موجودیت است. اما دست روزگار دخترکی مرموز به نام "زیرو تو" (02) را که دو شاخ بر سر دارد را در سر راه او قرار میدهد.
بل لابلک (Belle Lablac) تو دنیایی پر از حیوانات انساننما غریبهست، چون تنها انسان اونجاست. نه نیش داره، نه خز، نه پولک و نه چنگال. تنهای تنها و با یه عالمه سوال تو دلش، میخواد بفهمه اصلش به کجا برمیگرده. با شمشیر گندهاش، روندینگ (Runding)، راه میافته تا جواب سوالاش رو پیدا کنه. تو این سفر، کلی موقعیت خوب و بد براش پیش میاد تا بالاخره حقیقت رو بفهمه.
کورت راکهنز یک پسر مهربان برای مهمانی قهرمان، نیش اژدهای شعله ور است. یک روز، او از مهمانی اخراج می شود و متوجه می شود که پایین ترین رتبه را در جنگ دارد. کورت برای گذران زندگی، مشاغل مختلفی را انتخاب می کند و متوجه می شود که توانایی های شگفت انگیزی دارد. اگرچه او هنوز متوجه این موضوع نشده است، اما کورت در حالی که به سفری جدید میرود، مهارتهای رتبهبندی SSS در هر چیزی غیر از جنگیدن دارد.
آکادمی های شهر به بخش های خود تقسیم شده اند و عمدتاً مستقل در نظر گرفته می شوند. شورای عمومی دانش آموزی به عنوان یک هیئت مدیره برای مدیریت آکادمی ها به عنوان یک کل عمل می کند. با این حال، توانایی این گروه برای حکومت پس از ناپدید شدن مرموز رئیس شورای عمومی دانش آموزی متوقف شده است. در غیاب رهبری رئیس جمهور، مسائل بی شماری در سراسر کیووتوس ظاهر شده است. برای جلوگیری از فاجعه، شورای عمومی دانش آموزی از باشگاه تحقیقات فدرال، که به نام Schale شناخته می شود، درخواست کمک می کند. در واقع شاله جدیدترین باشگاه شهر و آخرین باشگاهی است که قبل از ناپدید شدن رئیس جمهور تایید شده است. Schale برای انجام وظیفه خود به راهنمایی یک سنسی تکیه می کند که می تواند به آنها کمک کند تا حوادث اطراف Kivotos را حل کنند.
میسومی ماکوتو، دانشآموز دبیرستانی توسط خداوند تسوکیومی به یک دنیای فانتزی فرا خونده میشه تا به یه قهرمان تبدیل شه. ولی بقیه افراد قدرتمند در اون دنیا از بودنش خوشحال نبودن و به محض اینکه تسوکیومی اعلام کرد ماکوتو خودش باید راهشو تو این دنیا پیدا کنه، اون رو به حاشیه دنیای خودشون روندن. حالا همه چیز به خود ماکوتو بستگی داره تا مسیرش رو تو این دنیا پیدا کنه!
آساهینا میرای، دختر سیزده ساله ای که از چیزهای مختلف هیجان زده شده است، به همراه خرس عروسکی خود، موفورون، برای بررسی یک شی مرموز که از آسمان سقوط کرده است، می رود. در آنجا او با شعبده باز جوانی به نام ریکو آشنا می شود که به دنبال چیزی به نام زمرد سنگ لینکل می گردد. هنگامی که خدمتکاران تاریک Dokuroxy به دنبال سنگ زمرد لینکل میآیند، Mirai و Riko دست به دست موفورون میشوند و تبدیل به جادوگران افسانهای معروف به Pretty Cures میشوند تا با آنها مبارزه کنند. بنابراین، Mirai در مدرسه جادو به ریکو میپیوندد، جایی که آنها باید یاد بگیرند که چگونه از جادو استفاده کنند و در عین حال با عوامل Dokuroxy مبارزه کنند.
در حالی که بی گناه بعد از کار از خود لذت می برد، زندگی یک مرد برای همیشه تغییر می کند. او در بدن لیام همیلتون، کوچکترین پسر یک خانه اشرافی در آستانه فروپاشی بیدار می شود. در میان هرج و مرج، لیام متوجه می شود که بالاخره زمانی برای یادگیری و تمرین جادو دارد. هنگامی که او شروع می کند، زندگی او را برای یک چرخش حتی بزرگتر می گیرد. آیا لیام می تواند به جادو مسلط شود و خانواده نجیب خود را نجات دهد؟ فانتزی اشرافی آغاز می شود!
برج خدا حول محور پسری به نام «یورو» جریان داره که بیشتر زندگیش رو درحالی که زیر یک برج بزرگ و مرموز زندانی بوده، به همراه دوست نزدیکش، «ریچیل»، گذرانده. وقتی ریچل وارد برج میشه، یورو هم موفق میشه که درش رو باز کنه و حین این که میخواد دوستش رو پیدا کنه، روی هر طبقه با چالشهای جدیدی رو به رو میشه.
تاکویا و ریکا در یک آژانس مسافرتی در توکیو کار می کنند و هر دو با خوشحالی درونگرا و مجرد هستند. اما شرکت آنها سال آینده شعبه جدیدی در آلاسکا افتتاح می کند و کارمندان بدون همسر برای کار در آنجا استخدام می شوند. ناامیدانه از این حرکت اجتناب می کنند، و اگرچه قبلاً به سختی صحبت کرده اند، تصمیم می گیرند نامزدی را جعل کنند. آیا این همکاران ساکت می توانند به یک زوج متقاعد کننده تبدیل شوند؟
پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان، داستان کویومی آراراگی به پایان رسید. این بار واقعاً تمام شد. با این حال ماجرای دخترانی که توسط آرارگی نجات یافتند تمام نشد. این یک پیش درآمد یا شاید دنباله ای برای مبارزات آنها در دوران جوانی است.