داستان حول محور مسابقه "جام رقص ژاپن" میچرخد، جایی که شخصیت اصلی داستان، هینانو هوشیکیتا و دوستانش به عنوان پرنسسهای کهکشان در آن شرکت خواهند کرد. آنها با تیم قهرمان چهار دوره مسابقات، ایله دنج، رقابت خواهند کرد.
میکامی، کارگر شرکتی توسط یک قاتل تصادفی با چاقو کشته می شود و به عنوان یک هیولای لجن در دنیایی دیگر متولد می شود. او پس از اینکه نامش را ریمورو می گذارد به توانایی های جدیدی دست می یابد و با دوستان جدید ماجراجویی های زیادی دارد...
دانش آموز دبیرستانی "آسونا" پس از اینکه فاش شد که در بازی هنر شمشیرزنی آنلاین به دام افتاده است، با یک شمشیرباز جوان مبارزه می کند، جایی که اگر نوار سلامتیش به صفر برسد، مغزش در زندگی واقعی نابود می شود...
"اسانا" بعد از اینکه یک بازی به اسم "اوردینا اسکیل" ساخته میشود "کوریتو" را متقاعد میکند تا در بازی شرکت کند اما به طور غیره منتظره ای آن ها متوجه میشوند که این بازی برای سرگرمی ساخته نشده است و ...
داستان این قسمت از این قرار است که کریتو (Kirito) و دوستانش تصمیم میگیرند تا عضو یک دنیای شبیهسازی زیرآبی شوند تا بتوانند خواسته یویی ( Yui) که دیدن یک وال هست را برایش برآورده سازند. اما متوجه میشوند که یویی (خواهر کریتو) از آب وحشت دارد، بنابراین تصمیم میگیرند در دنیای واقعی به او شنا یاد بدهند…
لوید (Lloyd)، جادوگر سفیدپوشی است که از گروه قهرمانان اخراج شده است. پس از آن، به طور اتفاقی در یک ماموریت با یک گروه رده S همراه میشود. لوید گمان میکند یک ماجراجوی معمولی است، اما در حقیقت بینظیر است. روزی که لوید از گروه قهرمانان بیرون رانده میشود و شغلش را از دست میدهد، به صورت تصادفی با یک گروه رده S به ماموریتی میرود. در آن زمان، هیچکس نمیدانست که گروه قهرمانان فرو خواهد پاشید و لوید به شهرت خواهد رسید... هنوز نه! این داستان جادوگری پشتیبان و استثنایی است که خود را معمولی میپندارد و به ماجراجویی میپردازد، بدون آنکه بداند چگونه در نهایت بیهمتا میشود.
هیزوتومه راکورو، یک گیمر حرفه ای، به شنگهای لا فرونتر، یک بازی VRMMO جدید، می پیوندد. او با رازهای زیادی روبرو می شود که حتی یک متخصص مانند او نیز ممکن است در برابر آنها بی دفاع باشد.
دالی دلیکو، یک خونآشام اصیل و قدرتمند، از انجام ماموریتی که به او محول شده، خودداری میکند. این تصمیم عجیب، همراه با شایعاتی درباره ارتباط او با قتلهای مرموز، باعث میشود اعضای شورای خونآشامان به سراغ او بروند تا او را متقاعد کنند. اما چیزی که آنها میبینند، بسیار غیرمنتظره است.
در آستانه جنگ جهانی سوم، ابرقهرمانان ظاهر می شوند و صلح را به دنیا می آورند. شای، قهرمان ژاپن، دارای قدرت فوق العاده است، اما بزرگترین دشمن او خجالت شدید است. او با کمک دوستان ابرقهرمان خود، باید زمین را از شر تهدیدات محافظت کند و در عین حال اعتماد به نفس خود را پیدا کند.
انیمه کمدی «کامپیونه»، داستان کوساناگی گودو، پسر 16 سالهای را روایت میکند که به عنوان «قاتل خدا» شناخته میشود و به همراه اریکا براندلی، شوالیهای ماهر، در نبردهای جادویی علیه خدایان و دیگر کامپیونهها شرکت میکند.
در نبردی که بین ارتش امپراتوری و هلهورد ادامه دارد، شاهزاده خانم ارتش به همراه شمشیر مقدسش اسیر شده است. از آنجایی که شکنجه منظم طبق معاهده اسیران جنگی بین دو طرف ممنوع است، بازرس بزرگ، شکنجه شکنجه، از تکنیکهای غیرمعمول «شکنجه» استفاده میکند که معمولاً به شکل غذاها و تنقلات وسوسهانگیز از فرهنگ ژاپنی است. شاهزاده خانم تسلیم می شود، اما اطلاعاتی را ارائه می دهد که معمولاً ماهیت بی اهمیتی دارد، و چند باری که او اطلاعات مفیدی می دهد، پروردگار جهنم از آن سوء استفاده نمی کند.
از زمانی که اژدهاها به تهدیدی برای نسل بشر تبدیل شدند، شکارچیان برای دریافت پاداش آنها را شکار کردند. اما این به هیچ وجه کار آسانی نیست. فقط کسانی که قادر به فراتر رفتن از محدودیت های شرایط انسانی هستند می توانند در مقابل موجودات بالدار قدرتمند بایستند. راگنا، یک مرد جوان نسبتا ضعیف، با لئونیکا، یک شکارچی استثنایی که قبلاً بیش از هر کس دیگری اژدها را از بین برده است، همکاری می کند. تنها، پس از یک رویداد غم انگیز، راگنا خود را تنها می بیند و عطش سیری ناپذیری برای انتقام رانده می شود. او که از رویارویی با دشمنانش ناامید شده و آنها را در هم می شکند، تصمیم می گیرد با کریمسون، موجودی تاریک که انگیزه های مشابهی با او دارد، متحد شود: برای از بین بردن پادشاهان اژدها برای همیشه.
در دنیایی پر از هیولاهای شیطانی، یوکی واکورا با دختری به نام اوزن کیوگا آشنا میشود که قدرتی ویژه دارد. اوزن فرمانده گروه هفتم ضدشیطان است و یوکی به او کمک میکند تا در مبارزه علیه شیاطین پیروز شود.
دری به دنیایی دیگر در برابر پسری گشوده می شود که در تمام عمرش به طرز وحشیانه ای مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. این واقعیت جایگزین به او امکان دسترسی به انواع چیزها، مانند مهارت های تقلب و پورتالی را می دهد که به او اجازه می دهد بین دنیای قدیمی و جدید خود سفر کند! آیا این بازنده کلاس می تواند زندگی خود را به خانه برگرداند...؟
دختر دبیرستانی پسرانه تومو آیزاوا سرانجام موفق می شود به دوست دوران کودکی خود جون بگوید که او را دوست دارد. متأسفانه، اعتراف او درست بالای سر او می رود - او حتی تا دوران راهنمایی حتی متوجه دختر بودن او نمی شد، و حتی اکنون، جون هنوز او را یک برادر می داند! چگونه تومو چان می تواند او را در غیر این صورت متقاعد کند و قلب جون را به دست آورد؟
آه، دبیرستان. آیا جای بهتری برای شروع دوباره بعد از یک رابطه وحشتناک دوران راهنمایی وجود دارد؟ جواب منفی! اینطور نیست مگر اینکه سابق شما در همان مدرسه شما تحصیل کند و اکنون خواهر و برادر ناتنی شما باشد. چیزی که قرار بود پناهگاه آرامش باشد، جایی که بتوانم دیگر او را نبینم، به یک کابوس زنده تبدیل شده است! به هر کجا که نگاه می کنم، او را می بینم - در خانه، در مدرسه، در کلاسم. هیچ راه فراری نیست! او حتی ادعا می کند که او خواهر یا برادر بزرگتر است. او مثل جهنم است! اما من به او نمی بازم. بالاخره من برادر بزرگترم در این وضعیت جدید خانوادگی. درست است، ما اکنون خانواده هستیم. مهم نیست قبلا چقدر فکر می کردیم که همدیگر را دوست داریم، رنگ واقعی یکدیگر را دیدیم و متوجه شدیم که برای همدیگر ساخته نشده ایم. به همین دلیل است که اگرچه ممکن است به خاطر پدر و مادرمان یک خواهر و برادر رفیق را ادامه دهیم، اما همه چیز هرگز به حالت سابق بر نمی گردد.
شیکی موری دوست دختر کاملی به نظر می رسد: دوست دختر زیبا، سرگرم کننده، زمانی که می خواهد باشد شیرین است... اما او جنبه تاریک جالبی دارد که در شرایط مناسب ظاهر می شود. و دوست پسرش ایزومی دوست دارد وقتی این اتفاق می افتد در اطراف باشد!
یک دختر ارواح کوچک وقتی خانم فوشیهارا، یک برده شرکتی، تا نیمه شب کار می کند، نگران می شود و سعی می کند او را به خانه بازگرداند. در حالی که میگوید «اکنون برو»، دختر ارواح به او کمک میکند و غذای تازهای برای او میآورد و قلب خانم فوشیهارا را با گرانبهاش شفا میدهد. با زندگی روزانه دلگرم کننده روح کوچک ناز و برده شرکتی خانم فوشیهارا شفا پیدا کنید.
اولین روز شوکو کومی در دبیرستان معتبر ایتان است و او همی الانش هم به مقام مادونای مدرسه رسیده. او با موهای سیاه بلند و ظاهری برازنده توجه هرکسی را که به او برخورد کند؛ جلب میکند. فقط یک مشکل وجود دارد - با وجود محبوبیتش، شوکو در ارتباط برقرار کردن با دیگران افتضاح است. هیتوهیتو تادانو دانشآموزی متوسط در این دبیرستان است. با شعار زندگی خود "موقعیت را درک کن و اطمینان حاصل کن که از دردسر دور باشی" ، به سرعت متوجه شد که نشستن در کنار شوکو او را به دشمن همه در کلاس خود تبدیل میکند یک روز، به طور تصادفی، هیتوهیتو با صدای "میو" گفتنِ شوکو از خواب بیدار میشود. او میگوید چیزی نشنیده است و باعث فرار شوکو میشود. اما قبل از فرار، هیتوهیتو تصور میکند که شوکو قادر نیست به راحتی با دیگران صحبت کند - در واقع، او هیچوقت نتوانسته یک دوست پیدا کند. هیتوهیتو تصمیم میگیرد به شوکو کمک کند صد دوست پیدا کند تا بتواند بر اختلال ارتباطی خود غلبه کند.
روزی روزگاری ساحره ای به نام الینا بود که به سفری در طول دنیا رفت. در طول مسیر، همه جور آدم رو از کشوری پر از جادوگر میبینه که عاشق خودشن - ولی در هر دیدار، الینا فقط بخش کوچکی از داستان میشه و دنیای خودش کمی بزرگتر میشه.
یک دانش آموز دبیرستانی که دوست دختری ندارد، کِیکی کیریو، ناگهان نامه ای عاشقانه دریافت می کند. او خوشحال است که سرانجام می تواند دوست دختری داشته باشد، ولی همزمان شگفت زده نیز هست چرا که نه تنها نامه اسم فرستنده ندارد بلکه حاوی لباس زیر سفید رنگی نیز هست. دختران زیبایی که اطرافش هستند همه عجیب و منطقی اند!؟ این سیندرلا کیست که لباس زیر را فرستاده؟ معمای این ماجرا معما را از رو برده، حتی هنتای(منحرف) را هم از رو برده. نوع جدیدی از کمدی عاشقانه که هنتِی نامیده می شود، شروع شده.
مجموعه کمدی و پر سر و صدا حول و حوش مای خوناشام و دوست های مدرسه ایش میچرخه. نظر اوشی اینه که مرد خوش تیپی نخواهد بود و این باعث تشدید روابط دخترها باهم میشه.
ستون هایی، ناگهان بر فراز زمین پدیدار شده اند و حال تمام حیات روی زمین را تهدید میکنند! در آخرین لحظات، آنگاه که بشریت در شرف شکست بود، خدایی که خود را اودین می نامید به یاری بشریت آمد. برای ضد حمله علیه ستون ها، اودین زنان جنگجویی بنام والکورس ها و بالهایشان موسوم به هروکرافت را هدیه کرد. سال های سال بعد، نبرد میان بشریت و ستون های بیگانه همچنان شعله میکشد و انسان ها از والکورس هایی که در آسمان اوج میگیرند و برای نجات جهان می جنگند، پشتیبانی میکنند. در این میان ژاپن نیز استثنا نیست. سه ...