کارآگاه کارل مورک، رز، همکار جوان خود را به جزیره بورنهلم میفرستد تا به درخواستهای همکار قدیمیاش کریستین هابرسات پاسخ دهد. اما کریستین خودکشی میکند و رز را به سفری عمیق به گذشته خود میفرستد. کارل که به تازگی نامزد کرده به جزیره میرسد و به همراه رز و اسد درگیر یک پرونده سرد قدیمی از دختری میشوند که حلق آویز به درخت پیدا شده است. این قتل به اداره پلیس محلی و فرقهای از پرستندگان خورشید مرتبط است. کارل باید پرونده را حل کند و با گذشته تاریک خود روبرو شود.
همسر کریستین او را به خاطر یک بازیکن برتر فوتبال آرژانتینی ترک می کند. پس از 11 ماه مصرف مشروبات الکلی، او پس از دریافت دادخواست طلاق به همراه پسرش اسکار 16 ساله به بوینس آیرس پرواز می کند. آیا او همسرش را پس می گیرد؟...
سفره "کریستوفر" و "ماجا" به "پراگ" برای برگرداندن پدر فوت شده "کریستوفر" به یک داستان جدایی تبدیل میشود، در حالیکه پدر مرده در پشت زمینه تاثیر گذار و رازها کم کم شروع میکنند به تخریب کردن این ازدواج..