وقتی متخصص سابق خنثیسازی بمب، سونگ کانگ-رن، و نامزدش سوار یک قطار سریعالسیر بمبگذاریشده میشوند، همزمان یک معلم فیزیک رسوا به نام لیو کای نیز برای آشتی با همسرش سوار همان قطار میشود. سوال اصلی این است که آیا آنها قادر به خنثی کردن موفقیتآمیز بمب و حل بحران پیش آمده خواهند بود یا خیر.
یه مرد حسابی خودشو به آب و آتیش میزنه تا دختر گمشدهاش رو پیدا کنه، چون یه سری ویدیوی عجیب رازاشو رو کرده. آخرش این تعقیب و گریز به یه برخورد ترسناک با یه آدم مرموز میرسه.
چنگهان و دوستانش در خانوادههای فقیر و بدون سرپرست بزرگ شدهاند. آنها با پینران که دختری ثروتمند است، آشنا میشوند و با او به فعالیتهای مجرمانه میپردازند. چنگهان به پینران علاقهمند میشود، اما پینران به دنیای دیگری تعلق دارد.
مین مین یک غرفه آب میوه در بازار یونگل تایپه دارد. شوهرش بین یک تجارت کوچک چاپی در همسایگی دارد. دختر آنها هسیائو لن با پسر بدی قرار می گیرد که او را تا آخر شب بیرون نگه می دارد و پسر کوچک آنها هسیائو یانگ به بهترین دوستش کمک می کند تا با یک دختر کافه محلی قرار بگذارد. یک روز، دختر محله هسیائو لی به خانه باز می گردد و نامزدی خود را با یک کتابفروش اعلام می کند. با این حال...