خانوادهی مالکان متل "میمون شاد" که چهل سال پیش شاهد ناپدید شدن مرموز افرادی در نزدیکیاش بوده، برای تعیین تکلیف آن بازمیگردند، اما توسط قاتلی با لباس عروسک متل کشته شده و مجبور به فرار میشوند.
آنیه به دلایلی برای افزایش نمراتش، به گروهی از دانشآموزان پیوسته و با تأثیر آنها، رابطهای با مربی لاکروس خود شروع میکند. در این بین، یکی از دانشآموزان با استفاده از تهدید ، او را مجبور به عضویت در گروه میکند و از خروجش جلوگیری میکند...
داستان رایلی که تازه وارد شهر شده است، برای ورود به تیم تشویق تلاش می کند، اما با بهتر شدن تغییرات او، متوجه می شود که برخی از تشویق کنندگان به طرز مشکوکی اخراج یا زخمی شده اند...