گروهی از دوستان دوران کودکی که رازی تاریک را با خود حمل میکنند، در یک آخر هفته که دور هم جمع میشوند، با اتفاقی هولناک روبرو میشوند. یکی از آنها تسخیر روحی انتقامجو میشود که قصد دارد انتقام خود را از آنها بگیرد.
مادری که برای نجات دخترش ناامید شده، گروه جنایتکاران قدیمی خود را جمع میکند تا به یک زندان فوق امنیتی نفوذ کنند. تنها امید آنها، شوهر او، در آن زندان نگهداری میشود.
آنیه به دلایلی برای افزایش نمراتش، به گروهی از دانشآموزان پیوسته و با تأثیر آنها، رابطهای با مربی لاکروس خود شروع میکند. در این بین، یکی از دانشآموزان با استفاده از تهدید ، او را مجبور به عضویت در گروه میکند و از خروجش جلوگیری میکند...