ژاندارم کروشوت با ژوزفا بیوه ملاقات می کند. آنها به سرعت عاشق هم می شوند اما دخترِ کروشات ، جوزفا را دوست ندارد و مصمم است که از عروسی به هر طریق لازم جلوگیری کند...
کروشات و سربازانش پس از اینکه به عنوان نماینده فرانسه در کنگره بین المللی انتخاب میشوند باید به نیویورک سفر کنند و با تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی جامعه آمریکا خود را وفق دهند...
بارون فقیر فیلیپ د سیگوناک، یک شب با یک گروه از بازیگران سرگردان آشنا میشود. او که علاقهمند به ایزابل، بازیگر جوان گروه است و همچنین با شور و شوق همراهانش، تصمیم میگیرد با آنها به پاریس برود ...