داستان عکاسی ضد کریسمس است که آرزو می کند کریسمس ناپدید شود. او کریسمس را یک تعطیلات تجاری و مصرف گرایانه می داند که از ارزش های واقعی کریسمس دور شده است. او آرزو دارد که کریسمس به یک تعطیلات ساده و معنوی تبدیل شود که بر روی خانواده، عشق و همدلی تمرکز کند.
تهیهکنندهای در برنامه صبحگاهی، با تصمیم به "مثبت گفتن" در سال جدید، با مردی که همیشه پاسخ مثبت میدهد، ملاقات میکند. این ملاقات، دریچهای به سوی بزرگترین داستان زندگی او و همچنین عشق او میگشاید.
در یک شهر کوچک ، دکتر شارون هیز به دنبال یک میراث خانوادگی است. او با یک دختر کوچک دوست داشتنی و پدر ناامیدش آشنا می شود و به آنها کمک می کند تا مشکلات خود را حل کنند...
هنگامی که دو خانواده می خواهند سگ نجات یکسانی را به فرزندی قبول کنند، مادر مجرد کیت پس از موافقت با سرپرستی مشترک توله با پدر مجرد اریک و پسرش، با ترس از عاشق شدن دوباره روبرو می شود.