ساتا، رانندهٔ کامیونی که به دنبال همسری کاردان برای نظمبخشی به زندگی خود است، با زنی خودساخته که آرزوی ثروت و تجمل در سر دارد، هممسیر میشود. این تفاوتهای بنیادین، رابطهای نامتعارف را رقم میزند که هنجارهای سنتی عشق را زیر سؤال میبرد.
مردی پنجابی که علاقهای به کشتی ندارد، عاشق زنی هریانوی میشود که به این ورزش علاقهی زیادی دارد. او تلاش میکند تا عشق او به کشتی را درک کرده و آن را بپذیرد تا بتواند دل او را به دست آورد.
پاما یک جوان جاه طلب از پنجاب است که می خواهد به خارج از کشور برود. اما این یک رویا زندگی او را تغییر می دهد ، او در موقعیت های خطرناک گرفتار می شود. آیا پاما میتواند از جنگلهای مکزیک خارج شود؟...
داستان دوستی و عشقی که میان مهاجران غیرقانونی در دل سختیها و چالشها شکل میگیرد. این داستان به ما میآموزد که در مواجهه با دشواریهای زندگی، هیچ مرزی یارای جدایی قلبهای انسانها و عشق نهفته در آنها را ندارد.