این داستان دربارهٔ مردی اندوهگین است که پس از جان سالم به در بردن از اقدام به خودکشی با قطار، با محو شدن مرزهای واقعیت، دچار پریشانی و آشفتگی عمیق میشود. در حالی که اطرافیانش اعتبار رویدادها را زیر سؤال میبرند، یک راز نهفته او را به سمت وسواسی جنونآمیز و عشقی دیرپا سوق میدهد.
در این کمدی معمایی قتل، چندین شیاد که ادعا میکنند پسر یک میلیاردر تازه درگذشته هستند، برای به دست آوردن ثروت او در یک کشتی تفریحی لوکس با یکدیگر رقابت میکنند.
مردی پنجابی که علاقهای به کشتی ندارد، عاشق زنی هریانوی میشود که به این ورزش علاقهی زیادی دارد. او تلاش میکند تا عشق او به کشتی را درک کرده و آن را بپذیرد تا بتواند دل او را به دست آورد.
در طول دهه 1990، زنان اجازه نداشتند مردان را در براعت همراهی کنند و مادر داماد نیز اجازه حضور در فراس را نداشت. رانی قصد دارد به این آیین پایان دهد و با زنان دیگر تیم تشکیل می دهد و برای حقوق زنان مبارزه می کند...
فیلم شِرا را دنبال می کند که در سفری برای یافتن عشق زندگی خود، با "گلاب" ملاقات می کند. گلاب باردار می شود. او مطمئن نیست که بچه را تحمل کند، اما شرا می خواهد آن را نگه دارد...
دو خواهر از کانادا به روستای خود برمی گردند تا خانواده مادری خود را ببینند و مادربزرگ خود را برای یک مسافرت اوقات فراغت کوتاه ببرند ، اما در راه با پسری از پنجاب دیدار می کنند.
یک پسر جوان در میان فشارهای والدینش برای ازدواج، تلاش های فراوانی برای یافتن کیس مناسب انجام میدهد اما هر بار به اشکال مختلف با شکست مواجه میشود، تا اینکه با همبازی دوران کودکی اش روبرو میشود و...